محرم الحرام ؛ ویژه نامه چندرسانه ای جامع «دهه عاشقی» قالب وبلاگ مذهبی عاشقانه هایی برای محرم ؛ شرح عاشقی کد نوای آنلاین مذهبی
چرا انتشار فکت شیت ایران ، مذاکرات آقایان را مختل می کند ؟!
نویسنده بچه شیعه در جمعه بیست و هشتم فروردین ۱۳۹۴ |

 

در حالی که امام خامنه ای به صورت رسمی خطاب به دولت و تیم مذاکره کننده اعلام کردند در مساله مذاکرات مساله محرمانه ای با مردم نداریم و از تیم مذاکره کننده ایرانی مطالبه کردند تا جزییات و واقعیات مذاکرات و توافق را به صورت علنی برای مردم و نخبگان بیان کنند ، و در همین راستا وزارت خارجه ملزم به انتشار رسمی فکت شیت ایرانی شد ، اما تاکنون وزارت خارجه و تیم مذاکره کننده  به بهانه احتمال تاثیر منفی انتشار فکت شیت ایران بر مذاکرات ، از انتشار فکت شیت ایران سرباز زده اند و با توسل به بازی های رسانه ای ، در حال تلاش برای فرار از انتشار رسمی فکت شیت ایران هستند !
مثلا اینجا : (لینک)


اما چرا ؟! چه منطقی پشت  ترس  و فرار منفعلانه و ناشیانه دولت و تیم مذاکره کننده از انتشار فکت شیت رسمی ایرانی از جزییات توافق بدست آمده در لوزان نهفته است و چرا انتشار فکت شیت ایران ممکن است به قول آقایان بر مذاکرت اثر منفی بگذارد و بازی مذاکرات باند نیویورکی ها و آمریکا را بر هم زند ؟
 


پاسخ ساده است .
منطقا در خصوص روایت متناقض ظریف از توافق لوزان و روایت طرف آمریکایی که در فکت شیت رسمی آنها منتشر شده است ، یک طرف در حال دروغ گویی و فریب کاری است و این که انتشار رسمی فکت شیت ایران ، لاجرم عرصه را بر طرف دروغ گو فریب کار تنگ می کند و زمینه روشن شدن دلیل تناقض طرفین را فراهم می کند .
 


فکت شیت ایرانی یا حاوی جزییات و مواردی است که تایید کننده فکت شیت آمریکایی ها و اثبات بی صداقتی طرف ایرانی در بازتاب توافق لوزان به مردم و مسئولان ایران است  !


و یا حاوی ادعاهای ظریف و تیم مذاکره کننده ایران در خصوص جزییات توافق بر چهارچوب توافق نهایی و علی القاعده نفی فکت شیت آمریکایی است .
که در این حالت اتفاقی که می افتد این است که با انتشار فکت شیت رسمی و حقوقی ایرانی که متناقض با فکت شیت آمریکاست ، مقامات آمریکایی مجبور می شوند تا برای پاسخگویی علت دلیل این تنافض اساسی  به افکارعمومی و منتقدان داخلی و کنگره و سنا ، از فکت شیت و روایت خود دفاع کرده و به قولی مجبور شوند جزییاتی از نحوه دستیابی به  سناریوی نمایشی " بیانیه ی مطبوعاتی لوزان " و چگونگی زدو بند با تیم مذاکره کننده ایرانی  بر سر نحوه قالب کردن توافق لوزان به اسم بیانیه لوزان را منتشر کنند که انتشار آن جزییات نیز می تواند اثباتی بر فریب کاری و بی صداقتی تیم مذاکره کننده ایرانی در جریان بیانیه لوزان باشد ..


 
که نتیجه اش در هر دو حالتش مشخص است دیگر !  اسمش می شود اثرگذاری منفی و اخلال در مذاکرات هسته ای !


و این گونه میشود که از سوی دولت و حامیان دولت در مراکز تصمیم سازی و کلیدی نظام ، چنین مقاومت ناشیانه ای در خصوص انتشار فکت شیت ایران شکل می گیرد و انتشار فکت شیت رسمی ایرانی و جزییات توافق تبدیل به پاشنه آشیل آقایان دیپلمات می شود !


:: موضوعات مرتبط : اخبار روز
خیانت در لوزان...
نویسنده بچه شیعه در جمعه بیست و هشتم فروردین ۱۳۹۴ |

 

توافق لوزان رقم خورد . دقیقا همان چیزی که  قراربود اسمش توافق کلی بر سر چهارچوب توافق نهایی باشد و اما با دروغگویی و فریب کاری و خیانت شخص جناب ظریف وتیم هسته ای ، نامش بیانیه مطبوعاتی نهاده شد ! .


با چنین توافقی ، دقیقا همان مکانیسم خلاف عقل ، خطرناک و ضدامنیتی توافق دومرحله ای مد نظر آمریکایی ها فعال شد .  دقیقا همان چیزی که به آقایان مدعی قانون و شرع ، از طریق بالاترین مقام قانونی این کشور و نهادهای قانونی مسئول نظام ابلاغ و امر شده بود که مجاز به انجام آن نیستند ، اتفاق افتاد .


این که در این توافق چه مفادی گنجانده شد و چه دستاوردها و چه ستانده هایی داشتیم البته بحث مفصلی است که یقینا خیلی ها بدان پرداخته و در روزهای آینده بدان خواهند پرداخت.


من البته سعی میکنم بیشتر به ابعادی از این ماجرا بپردازم که رسانه های رسمی کمتر به آن می پردازند . شرح ماوقع این خیانت  (و چرایی اطلاق لفظ خیانت بر این اتفاق و مسایل مرتبط با آن ) البته کمی طولانی است ولی خب دلیلی بر کوتاه کردن و عبور گذرا از آن این خیانت تاریخی در این برهه تاریخی نمی بینم .
 


و اما خیانت لوزان !

به لوزان برویم ، پشت درهای بسته مذاکرات !
طبق خطوط  مدنظر و طرح و نقشه آمریکایی ها و خطوط ابلاغ شده به نمایندگان جمهوری اسلامی ایران در مذاکرات هسته ای ، در لوزان ، پروژه آمریکایی مذاکرات عملا بدلیل تناقض چهارچوب خواست طرفین  به بن بست رسیده است !



ازسوی نظام ایران به تیم مذاکره کننده ایرانی ابلاغ شده بود که :

1-      توافقش صرفا در یک مرحله  ( ونه در دو مرحله ی کلی و جزیی ) باشد
 
2-      توافقش بگونه ای باشد که همزمان با شروع تعهدات ایران ( و نه در حین  و در انتهای اجرای تعهدات )  ، همه ی تحریم های مرتبط با پرونده ی هسته ای
بصورت یکجا ( ونه تدریجی و مرحله ای ) لغو  ( و نه تعلیق ) شود .
 
3-      تعهدات ایران و طرف مقابل و متن توافق بمانند توافق قبلی منعقد شده در ژنو مبهم ، تفسیرپذیراز سوی طرفین نباشد .
4-      حق تعطیل یا کند کردن حرکت علمی و تحقیق و توسعه  هسته ای را ندارند !
5-      تعهد به آژانس برای بازرسی از برنامه ی هسته ای کشور ، صرفا باید در حد تعهدات متعارف بین المللی باشد و حق گنجاندن هرگونه تعهد و بازرسی فوق العاده و خلاف بازرسی های متعارف آژانس ( نظیر پروتکل فوق العاده الحاقی و بازرسی های بشدت سخت تر از پروتکل الحاقی ) را ندارند .
6-      مذاکره کنندگان حق ورود به مسایل غیرهسته ای و ارائه تعهد به دشمن  در مسایلی نظیر مسائل مرتبط با توان دفاعی و نظامی ایران و بحث موشک های بالستیک را ندراند .
7-      مدت زمان تعهدات ایران در اجرای توافق (مدت زمان پذیرش محدودیت و نظارت در برنامه غنی سازی ) نباید بلند مدت باشد ( زیر 10 سال باشد ).
 
8-      نیاز عملی کشور ایران برای تامین انرژی هسته ای ، توانایی تولید  حداقل190 هزار سو ( تولید شده توسط  190 هزار سانتریفیوژ نسل یک ) انرژی هسته ای است که توافق هسته ای باید بر حق تاکید کرده و در انتهای اجرای این توافق و عادی شدن پرونده ی ایران ، ایران حق  و قابلیت تولید این میزان انرژی هسته ای را در خاک خود دارا باشد .
 
9-      ماهیت زیرساخت ها ، تاسیسات و دستاوردهای هسته ای ایران شامل تاسیسات فردو ، نطنز و اراک باید حفظ شوند و به کار خود ادامه دهند .
 
10-  توافق ، مسایل و مذاکرات مرتبط با توافق ، در ضرب الاجل تعیین شده به اتمام برسد ( ضرب العجلی که ابتدا قول داده بودند 6 ماه باشد ، بعد شد 1 سال ، بعد 6 ماه دیگر تمدید شد و به تیر 1394 رسید ) و فضای روانی و پراسترس و نگرانی ( ساخته شده توسط همکاری رسانه ای طرفداران پیوند زدن همه ی مشکلات کشور با نتیجه مذاکرات و همکاران غربی آمریکایی ) سایه افکنده بر زندگی و روان مردم و جامعه ی ایران ، بعد از نزدیک به 2 سال فشار روانی هر روز و هر شب ! ،  به پایان رسد و یک بار برای همیشه تکلیف آحاد مردم ، فعالان اقتصادی و مسئولان چشم دوخته به نتیجه مذاکرات هسته ای روشن شود !  .
و سناریوی مرتبط کردن همه مسایل و مشکلات اقتصادی معیشتی مردم به نتیجه مذاکرات تمام شود !
و سناریوی مرتبط کردن  مذاکرات به مسایل داخلی ، انتخاباتی سیاسی کشور و مشخصا انتخابات مجلس و ... تمام شود و
و در سال انتخاباتی ایران ، نبض خیابان های تهران در دست دشمن آمریکایی ومزدورانش و طرف مذاکره کننده ی آمریکایی نباشد که بتوانند با این حربه با تولید فشار خیابانی ، کشور را به عقب نشینی و تسلیم دربرابر دشمن مجبور کنند .
خلاصه این که ، هر کاری که میکنند ، تا پایان مهلت این دور از مذاکراتشان بکنند و قال قضیه را بکنند و تکلیف خودشان و همه را مشخص کنند !
 


 
در طرف دیگر اهم اصول و خواست تیم مذاکره کننده آمریکایی این بود که :
 
1-      توافق دومرحله ای باشد و ابتدا توافقی کلی صورت گیرد و بعد به سراغ نگارش توافق روی جزییات بروند .
2-      سازمان تحریم های موجود علیه ایران حفظ شود ( یعنی مثلا قطعنامه های موجود شورای امنیت علیه ایران حفظ شود و ملغی نشود)
3-      صرفا تحریم های مرتبط با موضوع هسته ای  در یک چهارچوب زمانی طولانی مدت و مرحله به مرحله بعد از اجرای تعهدات ایران و تایید و راستی آزمایی آژانس از نحوه اجرای این تعهدات ، بصورت برگشت پذیر صرفا بصورت محدود تعلیق شود  .
4-      ایران باید در این توافق نگرانی های مرتبط با PMD  یا مسایل مرتبط با ابعاد نظامی برنامه هسته ای خود ( که از نظر آمریکا شامل مسئله موشک های بالستیک ایران می شود ) را برای طرف مقابل رفع کند ! و یکی از شروط راستی آزمایی و تعلیق تحریم های هسته ای ایران رفع این نگرانی است !
که به قول وندی شرمن این نگرانی صرفا با محدود کردن برنامه نظامی و موشکی ایران و نابودی موشک های استراتژیک ایران برطرف می شود !
 
5-      محدودیت اعمالی بر برنامه هسته ای و شدید ترین نظارت ها بر آن ، باید برای مدت زمانی دورقمی و در بازه زمانی حدود 20 سال باشد . ایران در این مدت برنامه هسته ای خود را عملا باید فریز کند و عملا به 20 سال قبل و زمان شروع برنامه هسته ای خود عقب نشینی کند .
6-      در این مدت غنی سازی هم در حجم ( رقمی نزدیک به 4000 سانتریفیوژ نسل اول و قدیمی ) و هم در کیفیت ( غنی سازی زیر 5 درصد ) باید بشدت محدود شود وبه عقب بازگردد . ذخایر اورانیوم غنی شده ایران شامل 20 درصد و 5 درصد نیز باید نابود شود .
 
7-      در این مدت تحقیق و توسعه هسته ای ایران باید فریز یا بشدت کند شود  و در نتیجه این محدودیت عملا ایران در پایان دوره محدودیت ، دیگر با یک صنعت عقب مانده ، عقیم ،غیرکاربردی و زیان ده برای کشور مواجه باشد که خود رغبتی برای دنبال کردن آن و غنی سازی در خاک خود نداشته باشد .
8-      غنی سازی و تحقیق و توسعه در فردو ( که عملا بدلیل آسیب ناپذیری در برابر حملات هوایی آمریکا و اسراییل نقش پدافند غیرعامل برای سایر تاسیسات هسته ای ایران را ایفا می کند ) صورت نگیرد .
 
9-      تاسیسات هسته ای آب سنگین اراک باید برچیده شود .
10-  ایران به اجرای طرح خطرناک و ضدامنیتی پروتکل الحاقی تن دهد و بازرسی از هر مکان در هر زمان و اجازه بازرسی های سرزده به کلیه تاسیسات هسته ای و تاسیسات مشکوک به فعالیت های مرتبط با هسته ای ( اعم از مراکز سری نظامی ، امنیتی و .. ) را به آمریکا و طرف های غربی بدهد .
.....................



همانگونه که مشاهده می کنید بصورت واضحی خواسته های  تیم مذاکراه کننده ایرانی به نمایندگی نظام جمهوری اسلامی ایران ، با خواسته های تیم مذاکره کننده آمریکایی در کلیدی ترین و اساسی ترین بخش هایش دارای تضاد کامل بود .


خب چه اتفاقی افتاد ؟!
مذاکرات عملا به بن بست رسید ! مذاکرات به بن بست رسید چرا که طرف آمریکایی حاضر نبود ذره ای از اصول و خواسته های غیر منطقی خود کوتاه بیاید . این درحالی بود که از طرفی با شکست مذاکرات ، عملا دولت غر بگرای روحانی و به تبع آن جریان غربگرا و مزدور داخلی که همه اعتبار و آبروی خود را به نتیجه مذاکرات گره زده بود ، شکست میخورد .


از طرفی دیگر شکست پروژه پیچیده و محرمانه ی 12 ساله  مذاکرات هسته ای که مستقیما توسط حلقه صهیونیستی آمریکایی راکفلرها طراحی شده بود ، عملا به معنای شکست تلاش های راهبران این پروژه در دستیابی به اهداف نهایی آن بود .. آن هم درست در سال حیاتی 1394 !
کدام اهداف نهایی ؟! نابودی صنعت هسته ای ایران ؟! نه ! نابودی صنعت هسته ای ایران صرفا هدف میانی و راهبردی این حلقه صهیونیستی آمریکایی بود .


اهداف نهایی چه بود ؟
از منظر آمریکایی ها ، بصورت کلی پرونده  هسته ای ایران بهانه خوبی برای اعمال فشار بر نظام و مردم ایران بود . اما این موضوع  با روی کار آمدن حلقه ای با ترکیبی از تربیت شدگان دانشگاه های کادرساز آمریکایی انگلیسی و دولتی  که شعار اصلیشان بر محور  " چرخ سانتریفیوژ بچرخد بشرط این که چرخ زندگی مردم نیز بچرخد " بود ، رنگ و بوی دیگری به خود گرفت .
عملکرد این دولت ، به همراه سیگنال های و پیام های ارسالی به طرف مقابل ، مجموعا تصمیم سازان آمریکایی را به این تحلیل رساند که این دولت قابلیت تبدیل چالش هسته ای ایران با غرب را به چالش مردم با حاکمیت در تمامی عرصه های مدنظر غرب اعم از هسته ای ، نظامی دفاعی و حمایت از مقاومت ... داراست .


از نظر آمریکایی ها این قابلیت ها این فرصت تاریخی را در سال 1394 فراهم می کرد که بتوانند از مسیر مذاکرات هسته ای ، به چالش و تعارض درون  حاکمیت ایران و چالش و تعارض اجتماعی سیاسی ( خصوصا چالش طبقه متوسط شهری و جریان علاقه مند به غرب ) در خیابان های تهران و کلان شهرهای ایران برسند .


بنا بر کدهای بدست آمده  ، در براورد طرف آمریکایی ، این وضعیت در آستانه انتخابات مهم مجلس و خبرگان رهبری در ایران می توانست :
یا به تسلیم و عقب نشینی راهبردی نظام و رهبر ایران در برابر غرب و همزمان تقویت جریان غرب گرا در ایران و ساختارهای قانونی این کشور اعم از مجلس شورای اسلامی و خبرگان منجر می شود و به تبع آن منجر به موج تضعیف منطقه ای حامیان ایران و محور مقاومت در جبهه های نبرد و تغییرمعادلات منطقه بسود متحدان امریکا اعم از اسراییل و عربستان می شود و یا
به چالش اساسی نظام با جریان غربگرا و توده های خواهان رفع تحریم   ( افرادی که با عملیات روانی با منشا داخلی و خارجی و دروغ ها و فریب های دستندرکاران مذاکرات  ، واقعا به این تحلیل غلط و دور از واقعیت رسیده اند که توافق با غرب  قرار است به سرعت منجر به رفع تحریم ها و بهبود مشکلات اقتصادی آن ها شود و در این بین این نظام و نهادهای قانونی و انقلابی مرتبط با نظام هستند که با عدم تن دادن به خواسته های غرب و آمریکا  نظیررفع نگرانی آمریکا در خصوص موشک ها و توان دفاعی ایران ! از تحقق شروط توافق و رویای شیرین و پوچ رفع تحریم ها ومثلا بازگشت دلار به 1000 تومان و پراید به 7 میلیون تومان ! جلوگیری می کنند )در کف خیابان های ایران و ایجاد زمینه براندازی با مدل آزموده شده اخیر در اوکراین منجر می شود .


این می شود که از نظر نظام شیطانی صهیونیستی آمریکا ، روی دیگر مذاکرات ، می شود فرصتی برای تغییر نظام در ایران !
 


 
حال مجددا برگردیم سر خیانت لوزان !


همانطور که شرح دادم ، در لوزان ، مذاکرات عملا به بن بستی رسید که از نظر غرب و غرب گرایان نباید می رسید ! برای رفع این بن بست چه تدبیری کردند ؟ خیلی ساده بود !
آمریکایی ها که حاضر به کوچکترین عقب نشینی از خواسته ها و خطوط قرمز ابلاغی خود نبودند و تهدید به شکست مذاکرات کردند .
در نتیجه تدبیر طرف ایرانی این شد که برای عدم شکست مذاکرات و تامین رضایت طرف آمریکایی به تمام خواسته ها ، دقت کنید ! به تمام خواسته های مدنظر آمریکا که در بالا ذکر شد بدون کم و کاست ! تن دادند
اسم این تن دادن هم شد ترجیع بند معروف " پیشرفت خوب در مذاکرات  " که در این چند روز مدام اخبارش از لوزان و از زبان منابع غربی ها منتشر میشد : پیشرفت های خوبی داشتیم و اما هنوز باز هم جا دارد  ... !



این پیشرفت های خوب در مذاکرات به حدی بود که " ریچارد هاس " یهودی و منتقد مذاکرات و رییس شورای روابط خارجی آمریکا که اثرگذارترین و کلیدی ترین اطاق فکر تصمیم ساز در آمریکا است ( که اتفاقا متعلق به راکفلرها نیز هست ) در گفتگو با بی بی سی انگلیسی از دستیابی به این سطح از دستاوردهای آمریکا در مذاکرات ؛ اظهار حیرت و شگفتی کرد و دستاورد این مذاکرات برای آمریکا را اساسی تر از مخیله خود توصیف کرد* !


https://www.youtube.com/watch?v=A8vSyXMrk_c  


در نتیجه این تدبیر و این تن دادن و تسلیم محض در برابر خواسته های آمریکا در مذاکرات ، تیم مذاکره کننده ایرانی تقریبا از تمامی خواسته ها ، اصول و خطوط قرمز ابلاغی نظام ایران * ( که در بالا ذکر شد )  به تیم مذاکره کننده ( که نماینده گان جمهوری اسلامی بودند ونه نماینده یک جناح خاص در کشور و شخص جناب روحانی !) *عقب نشینی تاریخی صورت دادند  ! 
نه از یک خواسته و یک خط قرمز عقب نشینی کردند ، بلکه بکل چهارچوبی از خواسته ها و خطوط قرمز را به کل به باد دادند ! و اسم توافقشان را نیز برد- برد گذاشتند !


که متاسفانه و متاسفانه  این تیم به ریاست و مسئولیت شخص ظریف کاملا آگاهانه قدم در مسیری گذاشتند که نتیجه آن جز خیانت به کشورو منافع ملیشان ، مردمشان و نظام اعتماد کرده به آن ها نبود !


آن ها بودند که آگاهانه انتخاب کردند که علی رغم این که می دانستند در مذاکرات چه اتفاقی رخ داده ، با دروغ گویی  و فریب کاری که نظیر آن را قبلا نیز در توافق ژنو به نمایش گذاشته بودند ، برای مردم و نظامشان نمایشی رقت انگیز بازی کنند و مدعی رسیدن به بیانیه ی مطبوعاتی ( اما تعهد آوریی ! ) شوند که خواسته های نظام و مردمشان ( شامل خواسته ها و خطوط قرمز نظام و خواست همگانی لغو یکباره و سریع تحریم ها در هنگام انعقاد توافق ) را تامین می کند !

و این گونه دروغ و فریب و خیانت پیشگی را انتخاب کردند ...
 و چه بد مسیری را انتخاب کردند ..
برتمامی خطوط قرمز و خواست نظام پا گذاشتند و تلاش کردند با بازی با کلمات و مغالطات بچه گانه و بازی های رسانه ای ؛ بر خیانت و اعتمادی که نظام به آن ها کرده بود پا گذاشتند !
توافق دومرحله ای شد ! مجددا کلی و مبهم و تفسیر پذیر شد ! عملا روند مذاکرات و حواشی تا سالیان دیگر طولانی شد !


خواست لغو یکباره و فوری همه ی تحریم های اصلی اعم از مالی و بانکی در همان زمان انعقاد توافق ، محقق نشد ! لغو تحریم های اصلی ، موکول شد به رفع  مجموعه ای از نگرانی ها مسایل خودساخته آمریکایی ها و کلاف های سردرگمی که رشته اش فقط و فقط در دست آمریکایی هاست و قاضی اش در راستی آزمایی آژانس مزور و فریب کار انرژی اتمی ! . مسایلی که حل آن ها سال ها زمان می برد !


رفع نگرانی آمریکا در مسایل موشکی ، نظامی و دفاعی کشور عملا شرط برداشته شدن تحریم ها قرار گرفت !
امکان مداخله در امور داخلی و به خطر افتادن امنیت کشور با تعهد اجرای پروتکل الحاقی فراهم شد !
نیاز 190 هزار سو انرژی هسته ای ایران عملا بایگانی شد !
تاسیسات اراک عملا با خاک یکسان شد و تغییر ماهیت داد !
فردو عملا اخته شد و تغییر کاربری داد و تبدیل شد به پارک علم و فناوری با ماکت نمایشی 1000 سانتریفیوژی که بدون غنی سازی ، صرفا برای رضای خدا به فعالیت خود ادامه می دهند !


 و آقای روحانی با بازی با کلمات مدعی است فردو باقی می ماند ! اراک باقی می ماند ! سانتریفیوژها به چرخش خود ادامه می دهند !  سخنی از حق ایران برای غنی سازی طبق نیازش که 190 هزارسو هست به میان نمی آورند و مجوز چرخیدن نمایشی 5000 هزار سانتریفیوژ نسل اول که 1 درصد از نیاز عملی کشور در انرژی هسته ای را نیز تامین نمی کند را دستیابی و تثبیت حق غنی سازی ایران جار می زنند !
و صنعت هسته ای ایران به صنعتی دکوری و اخته برای عبرت آیندگان تبدیل شد ...
 


آقایان با بی شرمی ، برای این که تنور مذاکرات ذلت بارشان خاموش نشود و بتوانند چند صباحی بیشتر مردم بیچاره را با رویای برداشته شدن تحریم ها دنبال خود نگه دارند و برای منتقدانشان در خیابان ها شاخ و شانه بکشند ، مجموعه ای از دستاوردهای دروغین را برای خود جا زدند که خودشان به خوبی می دانستند فریب کاری بیش نیست !


در نمایشی آشکار که سناریو آن را در لوزان نوشتند و نقش های آن را تقسیم کردند ، به متن بی ارزش بیانیه ای رسیدند که صرفا برای بسته شدن دهان منتقدان داخلی خود نگارش یافته بود !
بیانیه ی تفاهمی که هر یک از طرفین بلافاصله تفسیرهای بشدت متفاوت از آن ارائه کرد !
مدعی شدند که توافق کرده اند که در روز انجام توافق همه ی قطعنامه های قبلی  شورای امنیت لغو شود و قطعنامه جدیدی منعقد شود که تعهدات طرفین را در آن مستند کنند !
ادعایی که اگر واقعیت داشت چه شیرین و دلچسب بود !
اما حاشا و کلا که دروغ گویان خود بهتر می دانند ناموس ساختار تحریم های آمریکا اتفاقا به همان قطعنامه های پیشین شورای امنیت گره خورده است و دشمن آمریکا در مذاکراتش به هیچ وجه حاضر به پذیرش لغو آن قطعنامه ها نشده است !
 بلکه قرار شده طبق همان راهبرد اعلام شده اش ، ضمن حفظ قطعنامه های تحریمی پیشین شورای امنیت ( بخوانید حفظ ساختار تحریم ) صرفا بعد از رفع کلیه نگرانی هایش در بحث غنی سازی ، فردو ، اراک و ابعاد احتمالی نظامی و شبهات بی در وپیکرش در خصوص برنامه هسته ای ایران ( که طبق براورد خودشان زمان حل این مسایل دوره ای است نزدیک به 4 سال تا برنامه ایران و حسن نیتش در حل مشکلات راستی آزمایی شود !  ) ؛ تا وقتی که آژانس رضایت داد آنگاه قطعنامه جدیدی در شورای امنیت منعقد شود که به منزله پیوست قطعنامه های قبلی عمل کند و تحریم های آن ها را به صورت مرحله ای و در طول مدت چند ساله ، تخفیف داده و موقتا تعلیق و نه لغو کند !
بله 4 سال ! و با این بندهای مبهم و تعهدات بی دروپیکر گنجانده شده که هرکدام چاه ویلی است در مسیر توافق ، چه بسا بیش از 4 سال دیگر !
 


آیا آقایان جرات و صداقت دارند تا چنین واقعیاتی را به مردم و طرفدارانشان بگویند ؟! همان ها که برای اردوکشی خیابانی تحت قالب جشن هسته ای و .. سازماندهی و هدایتشان می کنند ؟!
یا با بی شرمی در مقابل دوربین می ایستند به مانند سایر دروغ های سابقشان ، این بار هم می گویند که :
آری همه ی تحریم ها قرار است در هنگام اجرای توافق برداشته شود ! فقط یک چند هفته چند ماهی طول می کشد که هر کدام از کشورهای طرف توافق زمینه ی اجرای توافق را در کشورهایشان آماده کنند !! مردم نگران نباشند !!


حالا بروند خوشحال باشند و در خیابان ها جشن ذلت هسته ای برپا کنند و ابزار زورآزمایی خیابانی ما دربرابر نظام و منتقدان گندکاری ما در ژنو و لوزان شوند و پای کار ما باشند تا ما با همین فرمان دروغ گویی و فریب کاری رای انتخابات آینده را نیز از آن خود کنیم و قدرتمان مستدام شود ! برای سال دیگر هم که مشخص شد خبری از رفع تحریم ها و حل مساله غرب ساخته هسته ای نیست ، بهانه ای جور می کنیم و می گوییم سپاه و نظام و رهبری نگذاشتند که نگرانی های آمریکا برطرف شود و تحریم ها رفع شود ؛ ما که توافق کرده بودیم کل تحریم ها الساعه ، با جا برداشته شود !
 


آری ، این گونه در سکوت انبوه نخبگان و تریبون داران و مسئولان این کشور ، خیانت لوزان رقم خورد ...
خیانتی که مستقیما منافع ملی کشور را هدف می گیرد ...
خیانتی که حاکمیت ملی و نظام را به چالش می کشد ..
خیانتی که بی شرمانه ایستادگی در برابر امام و رهبر قانونی این کشور را دنبال می کند ..
خیانتی که در بطن خود به اعتماد مردم به این نظام خدشه جدی وارد می کند ..
خیانتی که امنیت ملی کشور را مستقیما و غیرمستقیما تهدید می کند ..
خیانتی که استقلال این کشور عزیز و بزرگ را زیر سوال می برد ..
خیانتی که با همراهی و همقدمی با دشمنان این کشور و با تلاش جهت دورزدن و تضعیف نهادهای قانونی برآمده از رای مردم ، به جمهوریت نظام حمله ور می شود ..
خیانتی که آرمان های این انقلاب را به پای منافع حزبی و به پای وندی و جان و باراک ، ذبح می کند ..
خیانتی که به مراتب و به مراتب از جریان نوشاندن جام زهر به حضرت امام روح الله در قطعنامه 598 ، مزورانه تر و خطرناک تر برای کشور جمهوری اسلامی ایران است ...
خیانتی که عاقبتی جز رودرویی و شمشیر کشیدن بر انقلاب اسلامی و نظام نخواهد داشت ..
آیا ساکتان و نظاره کنندگان دربرابر این خیانت عظیم ، از هر قشر و صنف و دسته و گروه ، حجت و پاسخی برای سکوت خود در این روزهای فتنه گون دارند ...
 
 


پینوشت :
 
این نوشتار  صرفا جهت آگاهی بخشی و بصیرت افزایی عموم مخاطبان نسبت به خطر فتنه پیش روی انقلاب  نگاشته شده و هیچ هدفی جهت تهییج افراد برای شکل دهی برهر اقدام غیرقانونی ندارد .
کما این که همانگونه که در این نوشتار نیز توضیح داده شده است ، طبق راهبرد دولبه ی دشمن و مزدوران و فریب خوردگان داخلی اش ، در وضعیت فعلی دشمنان از 2گونه واکنش ما نسبت به مسایل این روزها بشدت استقبال می کند :
1-      انفعال ، سستی ، سرخوردگی و انزوایی که نتیجه اش انزوای امام جامعه و تفکر و اراده اش در میان امت و مسئولان  است
2-      واکنش و حرکات احساسی ، خلاف قانون و رادیکالی که منجر به شکل دهی دوقطبی های احساسی اجتماعی در خیابان ها شود .
 
در نتیجه هرگونه حرکتی که به هرنحو در کف جامعه ؛ و نه فضای علمی و نخبگانی و دورازهیجان؛  ایجاد دوقطبی های کاذب مخالفان توافق و موافقان توافق در سطح اجتماع  کند ( نظیر اقدام آزمایشی که اخیر در شبکه های اجتماعی جهت فراخوان حامیان ظریف و رفع تحریم ها ! علیه منتقدان در مجلس  برای حضور  در خیابان ها صورت گرفت ) قطعا تکمیل پازل و سناریوی دشمن آمریکایی در سناریوی مذاکرات هسته ای و حرکت دادن ایران به سمت مدل براندازی اوکراین است .
در نتیجه واکنش ما به این تحرکات و تحولات هرچه که باشد اولا نباید انفعالی و احساسی باشد ، ثانیا باید از بستر و مسیر قانون جمهوری اسلامی و نهادهای قانونی کشور بگذرد .
 


هشیارباشیم و به خدا توکل کنیم که به لطف خدا از این آزمون و فتنه بزرگ نیز سربلند بیرون خواهیم آمد ، ان شا ءالله .


:: موضوعات مرتبط : اخبار روز
علی به فاطمه حساس است...
نویسنده گودرزی در یکشنبه دوم فروردین ۱۳۹۴ |

 

به اسم الله . . .

كينه داشتند،  از "تنها" اميرالمؤمنين تاريخ، حضرت رسول(ص) تمام نقشه هايشان را در خطبه ى غدير حبط كرده بود ، نه تنها از غدير ،  بلكه در جاهاى ديگر هم كينه توزى كرده بودند ، در بدر و حنين و ديگر غزوات ،  و شايد بيشتر از همه جا در خواستگارى از حضرت مادر(س) . . .


آخر همه را جواب كرده بود، اما . . .


امير خدا كه به خواستگارى رفت ، با جواب مثبت بازگشت ، كينه ها بيشتر شعله كشيد ، على هم داماد پيامبر است ، هم جانشينش ،  هم نفر اول در هر كارى كه ميخواهد با موفقيت انجام شود ، تاب اين همه عزت على را نداشتند ، منتظر ماندند تا بانگ رحيل آخرين فرستاده ى خدا فرا رسد ، شورا درست كردند ، غصب كردند منصبى را كه فقط از جانب خدا منصوب ميگشت ، حال بايد بيعت ميگرفتند ، اما على كه زير بار حرف زور و ناحق نميرود ، چه كنند؟ 


على به فاطمه حساس است . . .


درب را محكم ميكوبيدند ، حضرت مادر آمد درب را باز كند ، با خشونت به درب بهشت روى زمين ضربه زدند ، محسن همان لحظه جان داد ، درب را آتش زدند ، فاطمه زيرلب ميگفت : كاش عباسم بود . . .


دستان امير را بستند ،  حسنين كوچك بودند ، عباس نبود ، وگرنه قنفذ و مغيره جرأت سيلى نداشتند ، على تا بيايد خانه پير شد ، هى مينشست روى زمين ، هى زير لب ذكر مصيبت ميكرد ،  داشت تمام هستى اش را از دست ميداد . . .
ياد روزى افتاد كه زهرا خطبه خوانده بود و از حقوق غصب شده اش سخن گفته بود ، يادش آمد زهرا از مسجد بيرون آمد و جلوى تمام كينه توزان به على گفت: 


اميرالمؤمنين بايست ،  و دور على چرخيد ،  هى دورش گشت و چشم حسودان را كور كرد . . .
ياد روزى افتاد كه حضرت خاتم خطبه ى عقد را جارى كرد ،  لحظه اى كه چشمانش ماه كامل را روى زمين تماشا كردند ، ياد ولادت حسن ، تولد حسين ، ولادت زينب . . . دلش براى زينبش سوخت ، اين شروع مصائبش بود . . .


خود مادر آماده اش ميكرد ، بوسه ها فراموشت نشود ، لباس كهنه يادت نرود ، رقيه را بيشتر مراقبت كن ، حسين مرا بيشتر بوسه باران كن ، بيشتر از تير باران . . .

مصيبت وارد شد ، فرشته را تاب زمين ماندن نبود ، فاطمه پر كشيد ، على شبانه غسلش داد ، نميداند بچه ها را آرام كند ، حسن را آرام كند ، زينبش را دلدارى دهد ، اشكهاى بى امان حسين را چگونه پاك كند ، على مانده ، بى فاطمه ،  با دنيايى از درد در جانش ، مخفيانه چندين قبر حفر كرد، و مادر را گمنام دفن كرد . . .


١٤٠٠ سال بعد . . .


عمليات پشت عمليات ، جنگ است با دشمن ، با متجاوز ، عمليات را با رمز يا زهرا آغاز كردند ، پشت پيراهن هايشان نوشته بودند : ميروم تا انتقام سيلى زهرا بگيرم ، شهداى عمليات را آوردند ، تير به پهلويشان خورده ، سربندهايشان يا زهرا بود ، پهلويشان مثل مادر شد ،  و مثل مادر گمنام دفن شدند . . .


:: موضوعات مرتبط : فرهنگی
نظام مقصر شکست مذاکرات است !
نویسنده بچه شیعه در پنجشنبه سی ام بهمن ۱۳۹۳ |

راند اول بازی مذاکرات شکست خورد ، آغاز راند دوم بازی مذاکرات هسته ای : نظام مقصر شکست مذاکرات است !
 
وضعیت امروز مذاکرات ( یعنی بن بست کامل و عملا شکست آن به دلیل کارشکنی طرف آمریکایی ) از همان ابتدا برای آن هایی که از پشت پرده این بازی از سال 1382 آگاه بودند ، کاملا عیان بود . هر چند  که حتی یک لبوفروش آگاه به اندک مسایل منطقی معامله و دادوستد نیز می توانست حدس بزند که نتیجه چنین فرایند معاملاتی یک طرفه و غیرمنطقی آقایان مدعی فن دیپلماسی و مذاکره چیست .
به هر حال با تمام فراز و نشیب ها و ماجراهای بعضا پنهان و پشت پرده این بازی ( مثلا قضیه حلقه جاسوسی و نفوذ جیسون رضاییان و مسایل مرتبط با حلقه فامیلی آقایان در نهاد ریاست جمهوری ) ، فاز اول بازی مذاکراتی که از ابتدا با هدف به نتیجه نرسیدن و تبعات عدم به نتیجه رسیدن طراحی شده بود را با درایت و تدبیر الهی امام خامنه ای پشت سرگذاشتیم .

در این مرحله متحمل تلفات و خساراتی ( در بعد عقب رانده شدن حرکت و پیشرفت هسته ای و خصوصا مخدوش شدن تصویر انقلاب اسلامی برای مستضعفان و انقلابیون در سراسر جهان ) شدیم.
اما در عین حال آورده ها و دستاوردهای ارزشمندی نیز ( نظیر منفورشدن بیش از پیش رژیم صهیونیستی نزد آحاد ایرانیان و توجیه لزوم مقابله سخت با این غده سرطانی و هم چنین افزایش تجربه ملت ) داشتیم .
تا این مرحله برایند این ستانده ها و آورده ها هر چه که بوده ، نتیجه نهایتا منجر به شکست سناریوی طراحی شده و مدنظر توسط تشکیلات صهیونیسم بین الملل و مشخصا نظام آمریکا در فاز اول بازی ( بازی توافق چندمرحله و مشروط و تمدید و مرتبط کردن مذاکرات به انتخابات مجلس و خبرگان ) شد .

تا امروز ، واکنش جبهه تسلیم خواهان ، کاسبان مذاکرات و حامیان منافع آمریکا در ایران به این شکست خصوصا بعد از سخنان امام خامنه ای ، اتخاذ موضع سکوت و واکنش های خنثی بود . اما تحرکات رسانه ای این جبهه با مطلب امروز خبرآنلاین ( + لینک )
در خصوص مسیر پیش روی مذاکرات هسته ای ، خبر از شروع فاز دوم این بازی می دهد .

مرحله ای که  چهارچوب اصلی آن بر عملیات روانی رسانه ای استوار است و بار اصلی آن را باید غربگرایان و تسلیم خواهان و حلقه امنیتی رسانه ای لانه کرده در دو وزارت خانه و یک نهاد خاص باید بر عهده بگیرند .

محورهای اصلی این عملیات روانی رسانه ای
اولا بر مقصرجلوه دادن نظام و رهبری در خصوص شکست مذاکرات و دوما بر ارعاب مردم و افکار عمومی از عواقب شکست مذاکرات ( با تمرکز بر گزاره هایی نظیر شروع جنگ ، تحریم های فلج کننده و 100 درصدی ، کره شمالی شدن ایران و ..)
 بنا نهاده شده است .
پیام و محورهایی که  تلاش شده تا توسط مطلب مثلا تحلیلی خبرآنلاین به مخاطبان القا شود .
 
هدف اصلی این فاز و عملیات روانی ، شکل دهی به نارضایتی عمومی و فعال سازی پتانسیل شورش و نارآرامی های اجتماعی اقتصادی و حرکت به سمت اقدامات براندازی است .

تکمیل کننده ها و کاتالیزورهای این فاز نیز محورهای زیر هستند  :
1-      تدوام مشکلات اقتصادی با ترکیبی از افزایش فشارهای آمریکا ( هم در قضیه قیمت نفت و هم در افزایش تحریم ها ) و ناکارآمدی دولت در حل مشکلات و اجرای  نسخه های شکست خورده ریاضت اقتصادی با تحمیل فشار بر توده های مردم به جای اقتصاد مقاومتی  است .

2-      پروژه برجسته سازی و بزرگنمایی فسادهای اقتصادی توسط مسئولان کشور ، با مدل افشاگری های متعدد ، شایعه وار و بدون سند و شبه مستند و تقابل جویانه سیاسی است ( چیزی شبیه پروژه ای که در سال های منتهی به فروپاشی شوروی ، در شوروی اجرایی شد )
 .....

به هر حال ، پوزه دشمن آمریکایی صهیونیستی و ایادی داخلیش و حامیان منافع آنها در ایران ، در فاز اول این بازی به خاک مالیده شد ، میرویم که نبرد در فاز دوم را با جبهه تاریخی باطل داشته باشیم . بسم الله ...  :)


:: موضوعات مرتبط : اخبار روز
انقلاب ها چگونه توسط شیطان بزرگ و روباه پیر دزدیده و منحرف می شوند؟
نویسنده بچه شیعه در جمعه بیست و چهارم بهمن ۱۳۹۳ |

انقلاب ها  چگونه توسط شیطان بزرگ و روباه پیر دزدیده و منحرف می شوند ؟
 
مطالعه تاریخ و تجربیات رخ داده برای انقلاب های مردمی و ضد استعماری و خصوصا انقلاب اسلامی ایران نشان می دهد  ، استعمارگران آمریکایی  و انگلیسی ، به کمک سرویس های اطلاعاتی و دستگاه ایدئولوژیک خود ، همواره از الگوها و روش های آزموده شده و ثابتی برای دزدیدن این انقلاب ها و ایجاد انحراف در آن ها و نهایتا زمینه سازی برای بازگشت و اعمال سلطه مجدد به کشور مورد نظر با تمرکز بر دو عنصر مردم و مسئولان و انقلابیون استفاده می کنند .

در این مطلب  به سه روش ( یک روش عام و دو روش خاص ) اصلی ، رایج ، آزموده شده و موثر آمریکا و انگلیس که مشخصا با محوریت و تمرکز بر مسئولان و کادر انقلابیون طراحی و اجرا می شوند اشاره می کنم :

1-   نفوذ در کادر انقلابیون و مسئولان آینده نظام

بطور خلاصه این روش از این قرار است که سرویس های اطلاعاتی استعمارگران آمریکایی انگلیسی ، در ماه های منتهی به انقلاب و سقوط سیستم وابسته ( نظیر حکومت شاه ) با براورد این که دیگر عمر این سیستم تمام است ، اقدام به تربیت و آماده سازی عوامل مدنظر خود برای نفوذ در کادر اصلی انقلابیون و مسئولان نظام آینده و اثرگذاری بر نظام آینده می نمایند .

در این روش ، در آستانه وقوع انقلاب ها ، عوامل مد نظر تحت بهانه های نظیر ادامه تحصیل به کشورهای اروپایی و آمریکایی منتقل می شوند .
این عوامل در این کشورها
1.      آموزش های مورد نظر ( هم در حوزه ماموریت های آتی و هم در حوزه تخصص کاری ) را فرا می گیرند ، و برای خود هویت و عنوان علمی و تخصصی می سازند
2.      خود را به کادر انقلابیون و رهبران انقلابی خارج از کشور نزدیک می کنند و برای خود کسب اعتبار و هویت انقلابی می کنند .

بعد از وقوع انقلاب ها نیز ، در شرایطی که کشور انقلاب کرده به یکباره خالی از نیروهای متخصص رژیم سابق شده و ساختارها و سازمان ها نیاز به عناصر و مدیران متخصص دارد ، این افراد انقلابی به کشور بازمی گردند و با استفاده از تخصص کسب شده ، هویت ساخته شده و کمک سایر عوامل نفوذی ، به سرعت در کادر اصلی انقلابیون و مسئولان رده بالای نظام تازه تاسیس نفوذ و به سرعت رشد می کنند و ارتقا میابند .

تجربه های تاریخی نشان می دهد که این افراد در راستای ماموریتشان ، در ابتدای کار و در  آغاز انقلاب ها ، اتفاقا از خود وجهه ای بسیار انقلابی و حتی بعضا افراطی ترسیم می کنند و جز انقلابی ترین افراد شناخته می شوند . اما این وجهه در سال های بعد و بعد از توفیق در نفوذ در رده های بالای حاکمیتی ، کم کم رنگ می بازد و به سمت تجدیدنظر طلبی و ساخت وجهه اپوزوسیونی میل می کند .


 


2-   جذب و به دام انداختن مسئولان و کادر انقلابیون

به طورخلاصه ، سرویس های اطلاعاتی آمریکا و انگلیس ،  در این روش به دنبال به دام انداختن و اسیر کردن مسئولان و کارد انقلابیون هستند . منظور از به دام انداختن ، ایجاد شرایطی است که در نتیجه ی آن ، فرد مورد نظر همواره برای جلوگیری از افشای  یا برهم خوردن آن ، مجبور به عمل به فرامین سرویس اطلاعاتی دشمن و بازی کردن در پازل مد نظر آن ها هستند.

به طور معمول ، بستر اصلی اجرای این روش ، در هنگام سفر و اقامت مسئولان کشور و خانواده هایشان در این کشورها حین ماموریت های کاری یا سفرهای تحصیلی مهیا می شود .
هدف سرویس ها نیز بدست آوردن آتو  یا نقطه ضعف از این افراد یا خانواده شان است . شیوه های این بدست آوردن آتو البته بسیار متنوع است ولی روشی که بسیار شایع است و این سرویس ها و تشکیلات یهود محور در آن فوق تخصص دارند ، طراحی سناریوی های غیراخلاقی و استفاده از دام های غیر اخلاقی  و ابزار  زن است که از ابتدای تاریخ تا به الان موفق ترین و موثر ترین ابزار اغوا و جاسوسی خصوصا از سوی یهودیان بوده است .

در این روش ، سرویس های اطلاعاتی همواره به مانند شیاطین اقدام به طراحی سناریوهایی می کنند که نتیجه اش لغزش اخلاقی یا امنیتی مسئول و فرد مورد نظر باشد . بعد از رخ دادن این لغزش از سوی فرد مورد نظر نیز ، همین لغزش تبدیل می شود به کلید قفل اسارت سوژه مورد نظر تا انتهای عمرش . !
بعد از این لغزش ، فرد مورد نظر بخواهد یا نخواهد مجبور است که تا آخر عمر خود گوش به فرمان سرویس اطلاعاتی آمریکا یا انگلیس باشد و هر دستور و هر فرمانی را اجرا کند و به هر قیمت که شده هرکس را بگمارد و هر رویکرد و تصمیمی را اتخاذ کند تا بلکه مبادا آن ها روزی اسناد لغزش و فساد وی را افشا نکنند و فرد مورد نظر تمام آبرو و حیثیت سیاسی اجتماعی یک عمر خود را به یکباره از دست دهد .
این روش نیز از روش های بسیار خطرناک ، موثر ، آسان و بشدت مورد استفاده سرویس های اطلاعاتی شیطان بزرگ و روباه پیر و خصوصا موساد است . منطقا هر چقدر هم میزان حضور و سکونت مسئول و فرد مورد نظر در محیط تحت کنترل سرویس اطلاعاتی فوق ( اروپا یا آمریکا یا دوبی و ترکیه و ... ) بیشتر باشد ، احتمال آلودگی و به دام افتادن از این روش ها نیز بالاتر می رود .
 
از دیگر روش های این حوزه ، می توان به برنامه ریزی سرویس ها بر استفاده از ظرفیت آقازاده ها وخانواده مسئولان ساکن در کشورهای غربی اشاره کرد . هم روش به دام انداختن ، وهم روش اغوا از طرقی نظیر اخذ ویزا و اقامت و بورسیه و موقعیت شغلی و ... برای این گروه مورد اجرا قرار میگیرد که در اکثر موارد نتیجه ی آن در نهایت به همکاری پدر یا همسر مورد نظر  با سرویس کشور دشمن ختم می شود . متاسفانه .

 
3-   استحاله و تغییر نظام ارزشی و فکری مسئولان و انقلابیون - تربیت مدیران تراز نظام لیبرال دموکراسی

این روش ، روش عامی است که غرب و نظام لیبرال دموکراسی به رهبری آمریکا آن را به طور کلی ، برای تربیت رهبران و کارگزارن آینده کشورهای جهان خصوصا کشورهای غیر همسو و متخاصم پیاده می کند .
بستر اجرای این روش نیز مشخصا بستر آموزش و تحصیل در دانشگاه هایی است که عملا نقش کادر سازی برای تربیت مدیران لیبرال ، تکنوکرات و سکولار را برای نظام جهانی مطلوب آمریکا و انگلیس و در واقع شبکه صهیونیسم بین الملل فراهم می کند .

نخبگان ، مدیران و انقلابیونی که بدون آمادگی قبلی و با عمق کم اعتقادات ایدئولوژیک مذهبی و با هدف کسب تخصص ، خود خواسته یا هدایت شده وارد این دانشگاه ها می شوند و اما خروجی که در انتها بدست می آید استحاله و تغییر نظام ارزشی این افراد و تبدیل آن ها به مهره های بی جیرومواجبی است که به طور خودکار در کشورهایشان  اراده ، رویکرد ، نظام و طرح های مطلوب نظم آمریکایی – انگلیسی را اجرا کرده و به پیش می برند .

این روش ، میان مدت ، آرام و دیربازده است و اما وقتی به ثمر می نشیند حجم و کیفیت تغییرات صورت گرفته به حدی است دیگر عملا کاری از نهادهای انقلابی و امنیتی بر نمی آید .. استحاله که صورت گرفت ، دیگر خود مسئولان تکنوکرات و سکولار و انقلابیون خسته و پشیمان ، کلید کشور را تقدیم استعمارگران سابق می کنند و برای بازگرداندن مجدد آنها به کشور ، از هیچ تلاشی دریغ نمی کنند . . .
 

پینوشت :
1- چه بسا همین الان که در حال مطالعه این متن هستید ، چندین مدیر آینده تراز نظام لیبرال دموکراسی و نظم آمریکایی انگلیسی در حال تحصیل در دانشگاه های کادرساز آمریکایی انگلیسی و مهیا شدن برای تصدی پست های کلیدی سالیان آینده جمهوری اسلامی ایران هستند  . . .

2- بسیاری از تحولات ایران و نقش آفرینی های تاریخ ساز افراد را در این بستر نگاه و تحلیل کنید . آنوقت بسیاری از گره های ذهنیتان باز می شود .علت  بسیاری از رفتارها و غش کردن ها و قراردادهای تاریخ ساز و تمایلات ، برایتان روشن می شود .
مهره ها از بین نمی روند ، با کناررفتن یکی ، بلافاصله دیگری جایگزین می شود . مهره ها رشد می کنند و حمایت می شوند و  روی کار می آیند تا به وظایف خودشان عمل کنند . و می کنند. . .

فتامل یا اولی الابصار . . .


:: موضوعات مرتبط :
تعلیق (و نه لغو) تحریم‌های مرتبط با پرونده‌هسته‌ای و ترک‌خوردن ساختارتحریم ها علیه ایران!
نویسنده بچه شیعه در پنجشنبه بیست و سوم بهمن ۱۳۹۳ |

تعلیق ( و نه لغو ) تحریم های مرتبط با پرونده هسته ای و تِرَک خوردن ساختارتحریم ها علیه ایران !
 
در مورد ابعاد توافق احتمالی مثلا برد-برد هسته ای ، هم اکنون دو بحث بسیار مهم برای ایران وجود دارد که یکی از گره های اصلی مذاکرات را تشکیل می دهد. این دو بحث عملا مربوط میشه به همان ساختارتحریم ها علیه ایران ، که جناب روحانی ، رییس دولت راستگویان ، در نامه خود به رهبری مدعی بودند که با توافق ژنو ، ترک خورده و در حال فروپاشی است .
اما این دو بحث چیست ؟ :
 
یک بحث بر سر تعلیق تحریم ها بجای لغو تحریم ها و تفاوت این دو موضوع است
بحث دوم هم مربوط است به لغو یا تعلیق تحریم های مربوط به پرونده هسته ای ایران به جای لغو همه ی تحریم ها علیه ایران است ،
 

درمورد بحث اول و تفاوت بحث تعلیق و لغو تحریم ها ، مباحث مفصل و متعددی نظیر اعطای دست برتر مذاکرات به آمریکا و اعطای قابلیت راهبردی و خطرناک شرطی کردن اقتصاد و جامعه ایران  ، در نتیجه ی تعلیق و نه لغو تحریم ها  وجود دارد اما از منظر تاثیر این دو موضوع در مورد ساختار تحریم ها بصورت خلاصه می توان این گونه توضیح داد که :

بدلیل نوع ماهیت و ساختار پیچیده و چند بعدی تحریم های آمریکا علیه ایران که با صرف هزینه  و تلاش فراوان از سوی آمریکایی ها در تمامی مسیرها و شبکه های مالی بین المللی نصب و پیاده سازی شده است ، گزینه لغو تحریم های ایران ، عملا به معنای آنیستال کردن برنامه تحریم ها و همان فروپاشیدن ساختار تحریم ها علیه  ایران است . این فروپاشی هم فروپاشی است که اعمال بازسازی ، نصب و فعال سازی مجدد آن برای آمریکایی ها بسیار سخت ، دشوار و زمان بر است  و عملا به معنای نابودی تلاش های چندین ساله ی آمریکا است .

 



این در حالی است که گزینه تعلیق تحریم ها ، گزینه ای است که بدون نیاز به آنیستال کردن ساختار تحریم ها ، با تعریف سازوکار و جدید ، محدود و کنترل شده و موقت  برای نقل و انتقال های مالی ایران ، عملا ساختار اصلی تحریم ها علیه ایران را دست نخورده باقی گذاشته و حفظ می کند .

علت اصرار آمریکایی ها بر گزینه تعلیق تحریم ها نیز دقیقا در این جا نهفته است : تعلیق یعنی حفظ ساختار فعلی تحریم ها !
 

در مورد بحث دوم و این که تعلیق تحریم های صرفا مرتبط با پرونده ی هسته ای ، و نه تعلیق همه ی تحریم ها چه اثری در ساختار ماهیتی تحریم ها علیه ایران دارد نیز باید گفت :

بدلیل ساختار چند وجهی و در هم تنیده تحریم های ظالمانه دشمن آمریکایی علیه ایران و ایرانیان ، تحریم های صرفا مرتبط با موضوع هسته ای ، در کنار سایر تحریم ها با موضوعات حقوق بشر ، تروریسم و ...  *بطور خاص کمتر از یک چهارم از کل تحریم ها علیه ایران را شامل می شود* . این یعنی این که حتی لغو تحریم های صرفا هسته ای ایران ، باز هم ساختار تحریم ها علیه ایران را حفظ خواهد کرد و دست دشمن آمریکایی را بازخواهد گذاشت تا با سایر بهانه های دیگر ، تحریم هایش را علیه ایران ادامه دهد .
در نتیجه تعلیق یا لغو تحریم های صرفا مرتبط با موضوع هسته ای نیز عملا یعنی : حفظ ساختار فعلی تحریم ها !
 
این یعنی این که به قول جناب ظریف ، هر توافقی بهتر از عدم توافق نیست و این که :
هر توافقی که به جای لغو تحریم ها ، شامل تعلیق تحریم ها یا مفاهیم مرتبط با آن باشد و
هر توافقی که به جای لغو همه ی تحریم ها علیه اقتصاد ایران ، صرفا شامل تعلیق تحریم های هسته ای شود ،
عملا به ساختار اصلی تحریم ها علیه ایران هیچ خللی یا هیچ تِرَکی وارد نمی کند ! و حاصل چینن توافقی چیزی جز تعلیق و زوال صنعت هسته ای ایران در برابر هیچ و البته دل خوش کنک  خوش خیالان و بهانه برای ادامه ی شوی تبلیغاتی و سیاسی غربگرایان نخواهد بود .


:: موضوعات مرتبط : اخبار روز
بازی مذاکرات هسته‌ای درچه مرحله ای است وبه چه مسیری در حال حرکت است؟
نویسنده بچه شیعه در جمعه هفدهم بهمن ۱۳۹۳ |

بازی مذاکرات هسته ای در چه مرحله ای است و به چه مسیری در حال حرکت است ؟

( این مقاله ممکن است اندکی طولانی باشد ولی بنا به اهمیت موضوع و مطالب مطرح شده در آن ، ارزش صرف اندکی زمان برای مطالعه را خواهد داشت . تصور می کنم مطالب مطرح شده در این مقاله ، پاسخ بسیاری از سوالات این روزها  در خصوص مسئله مذاکرات هسته ای و سرنوشت آن  را در بر داشته باشد . من در این مقاله تلاش می کنم  سوالاتی را پاسخ دهم و نکاتی را مطرح کنم که به نظرم آگاهی از آنان صحنه بازی آمریکا و مهره های آنان را روشن تر خواهد کرد )

سوال اصلی که تلاش می کنم در این مطلب به  آن پاسخ دهم این است که بازی مذاکرات با ایران در چه مرحله ای است و به چه مسیری در حال حرکت است ؟

برای پاسخ به این سوال می توانیم به دو روش عمل کنیم :
1-  از بالا شروع کنیم و بگوییم راس هرم تصمیم گیران اصلی این بازی در آمریکا اولا چه تصمیمی در مواجهه با ایران اتخاذ کرده اند و ثانیا جایگاه و نقش این مذاکرات در این تصمیمشان چیست ؟
2-  و یا از پایین شروع کنیم و بگوییم در صحنه بازی چه اتفاقاتی در حال رخ دادن است و مهره ها چگونه در حال حرکت و جابجایی هستند ؟
لذا من برای پاسخ به این سوال تلاش می کنم با ترکیبی از هر دو روش به صورت خلاصه به این سوال پاسخ دهم .
 
از سوال اول شروع می کنم . اینکه تصمیم گیران اصلی بازی مذاکرات یا به قول خودشان پروژه engagement  و مذاکره با ایران چه کسانی هستند ؟

این تصمیم گیران و تصمیم سازان قطعا در سطح دولتمردان و کارگزاران نظام آمریکا نظیر اوباما و کاخ سفید نیستند . اوباما و امثال اوباما در نظام تصمیم گیری آمریکا صرفا یک مجری یا همان تدارکاتچی خودمان هستند . اما تصمیم گیران و شکل دهندگان اصلی به سیاست در آمریکا  کیستند ؟

 



این تصیم گیران و تصمیم سازان ، مشخصا صاحبان و مالکان اصلی منابع مالی و سرمایه آمریکا هستند . این ها کیستند ؟ تحقیقات نشان می دهد این  افراد شبکه ای متشکل از  عده ای معدود از خاندان های یهودی و صهیونیست های سرمایه دار هستند که عملا با تصاحب ثروت و منابع مالی آمریکا ، عملا تمام ساختارهای اقتصادی ، سیاسی ، تصمیم سازی ( اعم از تینک تنک ها ) و اجتماعی . . . آمریکا را تحت نظارت و سلطه خود دارند . روسای جمهور و دولت ها و احزاب جمهوری خواه و دموکرات و نمایندگان کنگره و سنای آمریکا صرفا مهره هایی هستند که با پول و حمایت این ابرسرمایه داران روی کار می آیند و در سیاست آمریکا نقش آفرینی می کنند .
یکی از ستون های اصلی این شبکه نیز مشخصا خاندان یهودی ( به طور صحیح تر شیطان پرست ) راکفلر است که عملا جز مالکان اصلی منابع نفت و پول و فدرال ریزرو آمریکاست .
 
خب ممکن است بپرسید الان نقش این خاندان یهودی راکفلر در بازی مذاکرات هسته ای و سیاست آمریکا در برابر ایران چیست ؟!

من به شما پاسخ می دهم که مشخصا و اساسا اصل بازی مذاکرات مخفیانه آمریکا و ایران که اکنون به این مرحله رسیده و  در سال 2014 آشکار شده است ، با اراده ، مدیریت و صحنه گردانی خاندان راکفلر و بنیادهای تحت نفوذ این خاندان کلید خورده است . مدیر اصلی و طراح این پروژه از ابتدا تشکیلات و عناصر اصلی راکفلر بوده و هست .
از کی ؟ از سال 2001 و از زمان کلینتون همان زمان هایی که جناب ظریف در سازمان ملل نماینده ایران بود  . . .
اولین جلساتشان کی بوده ؟ اولین جلساتشان به صورت محرمانه در سال 2002 سوییس و تحت پوشش موسسه مطالعات صلح استکلهم و با حضور عناصر اصلی تشکیلات راکفلر با گروهی از مقامات ایرانی آغاز می شود . مذاکراتی که بعدها در پوشش اجلاس پاگواش ( که اساسا متعلق به راکفلرها است ) ادامه میابد و بستری می شود برای مذاکرات محرمانه طرف های ایرانی و آمریکایی و طبق نقل هایی حتی اسراییلی !

از این که مقامات و آن هسته ی اولیه طرف ایرانی و مسیر مذاکرات در این سال ها چه بوده و چه پیچ و خمی طی کرده تا به امروز رسیده و سازوکار و عناصر این بازی چه نهادها و عناصری هستند بگذریم اما به طور خلاصه می توان گفت که راکفلرها  به عنوان مدیر این پروژه از طریق حمایت مالی بنیادهایی نظیر بنیاد پلاشیرز و مرکز وودرو ویلسون ، شورای آتلانتیک ، شورای روابط خارجی ، بروکینگز ،   Asia society و بنیاد آمریکای جدید . . . عملا نقش تصمیم سازی و جهت دهی و مهیا کردن سازوکار این پروژه و عناصر آن را انجام داده است .
هسته ی اولیه پروژه محرمانه engagement ، هر کدام در تقسیم کاری یا اقدام به ایجاد نهادهای مستقل در این خصوص کرده اند و یا در بنیادهای آمریکایی در این خصوص نقش آفرینی کرده اند .

مثلا اینکه نقش دلال و واسط رابطه میان مقامات ایرانی و آمریکایی را سازوکار حلقه نایاک و عنصری نظیر تریتا پارسی ( شاگرد فرانسیس فوکویاما) را ایفا کرده و می کند که اساسا توسط عناصر حلقه اولیه همین پروژه راکفلر شکل گرفته و حمایت شده است .
یا مثلا سربسته اینکه همین جناب موسویان ، دیپلمات و مذاکره کننده سابق ایران ، از بورس شده های بنیاد پلاشیرز هستند و با بورس این بنیاد که مستقیما از سوی راکفلرها تغذیه مالی می شود و مستقیما در خصوص مذاکرات و پرونده هسته ای ایران فعال است ، در دانشگاه پرینستون به نان و نوا رسیده اند و پای ثابت اجلاس های نایاک و بنیادهای آمریکایی فعال در پروژه engagement  هستند .

 


 
خب به سوال بعد برویم ، می پرسید خاندان یهودی راکفلر از مذاکرات با ایران و به اصطلاح پروژه تعامل و engagement به دنبال چیست و چه هدفی را دنبال می کند ؟

برای پاسخ به این سوال نیز می توان به دو گونه عمل کرد :
1-  این که بگوییم خاندان های ابرسرمایه دار یهودی و صهیونیست (که بنا به گواهی تاریخ بنیانگذاران اصلی اسراییل و رژیم صهیونیستی هستند ) اساسا در مورد نظام جمهوری اسلامی ایران و کشوری به نام ایران چه دیدگاهی دارند .

2-  این که بگوییم اساسا بازیگران عرصه سیاست آمریکا ( یا همان مهره های خاندان های یهودی ) نظیر جریانات اصلی دموکرات ها و جمهوری خواهان و نئوکان ها ، در مورد نظام جمهوری اسلامی ایران چه دیدگاهی دارند .

پاسخ به سوال اول کاملا روشن است . شبکه  یهودیان و صهیونیسم بین الملل ، اولا ماهیتا با نظام جمهوری اسلامی ایران دچار تعارض جدی است و مشخصا هدفی جز هدم و نابودی نظام مبتنی بر اسلام ندارد و ثانیا در خصوص کشوری به نام ایران نیز ، با همان نگاهی که به سایر کشورهای خاورمیانه دارند ، ایران مطلوب برایشان ، ایرانی است تضعیف شده ، تجزیه شده و ایرانی که منابع مالی و نفتی اش در سلطه کارتل های متعلق به این خاندان ها باشد .

در خصوص سوال دوم باید گفت عرصه سیاست ظاهری در آمریکا مشخصا در دست دو جریان دموکرات و جمهوری خواه است . حال سوال این است که این دو جریان چه دیدگاهی در خصوص برخورد با ایران دارند ؟
( دقیقا مغلطه و تحریفی که جریان غرب گرا در ایران در خصوص این سوال مرتکب می شود همین جاست )
در پاسخ به این سوال ، جریان غرب گرای ایرانی تلاش می کند اینگونه بنمایاند که در حالی که جمهوری خواهان و تندروهای آمریکا و صهیونیست ها به دنبال گزینه نظامی و افزایش فشار بر ایران هستند ، اما  دموکرات ها (مثلا دولت اوباما) ، به دنبال کاهش فشار بر ایران و کاهش خصومت ها و تعامل سازنده و حل مسایل فی مابین آمریکا و ایران و دوستی با ایران است !
اما این پاسخ به وضوح تحریف آشکار واقعیت و دروغی خائنانه و بی شرمانه و ضدمنافع ملی ایران است  !

واقعیت ماجرا این است که هر دو جریان دموکرات و جمهوری خواه ( بنا به اتصالشان به همان جریان اصلی تصمیم ساز و تصمیم گیر ) در خصوص ایران یک هدف واحد را دنبال می کنند.  *آن هدف هم این است* :

REGIME CHANGE  یا همان براندازی  و سلطه بر منابع و حاکمیت کشور ایران  .
منتهی راهبردهایشان برای نیل به این هدف متفاوت است . یک راه می گوید انقدر فشار بیاوریم تا سیستم کلپس کند و بعد دست به اقدامات سخت بزنیم ، راه دیگر می گوید انقدر فشار بیاوریم تا سیستم مجبور به تغییر رفتار و به آغوش کشیدن ما و همرنگی با ما شود و عملا ساقط شود .

جمهوری خواهان و نئوکان ها و رژیم فعلی اسراییل می گویند رژیم چینج و براندازی نظام ایران و سلطه بر ایران ، از مسیر تشدید فشارها  و تحریم و تخاصم فزاینده ، تقویت گروه های اپوزوسیون ، تروریستی و تجزیه طلب و  بی ثباتی اجتماعی در ایران می گذرد و  نهایتا رسیدن به مسیری است که شرایط برای اقدام نظامی بصورت مستقیم و یا بطور نیابتی ( مدل لیبی و سوریه و ... ) را فراهم کند .

 



دموکرات ها نیز می گویند گزینه نظامی در برابر ایران جواب نمی دهد ( زورمان نمی رسد ) و رژیم چینج و براندازی در ایران از مسیر فشار و تحریم  سپس اجبار ایران به مذاکره و نزدیک شدن و اتصال به ایران و کارگزاران ایرانی و فعالان جامعه ی مدنی و فعالان فرهنگی اجتماعی ایران گذشته ( در عین حفظ فشار) و در ادامه با تقویت جریانات و گروه ها و جامعه مدنی غربگرا ،استحاله نظام ارزشی ایران و تشدید و تقویت شکاف های اجتماعی ناشی از این تغییر نظام ارزشی همراه می شود . به این مسیرشان هم می گویند Engagement  و تعامل سازنده و اسامی این چنینی . . .

 ( البته روی دیگر این پروژه زمینه سازی برای ورود بازوهای اقتصادی خود به محیط اقتصاد ایران است . ممکن است بگویید یا بگویند این که خیلی خوب و مطلوب است . اما آن چیزی که در چنین فرایندی کمتر به چشم می آید یا اصلا به چشم نمی آید این است که آن بازوان اقتصادی که از بستر این تعاملات و مذاکرات ، فرصت و اجازه ورود به ایران را کسب می کنند ، عملا شرکا و تشکیلات اقتصادی همین خاندان های یهودی ( که بخشی هم از تشکیلات یهودی و بهایی فرار کرده از ایران بعد از انقلاب 57 هستند)  هستند که برای مذاکرات سرمایه گذاری کرده اند . تشکیلاتی که در حوزه های راهبردی اقتصاد ایران از انرژی گرفته تا صنایع و معادن و ... وارد می شوند به دلیل شبکه ای که پشت سر خود دارند بزودی به قدرت های اقتصادی در حوزه خود تبدیل می شوند !  مثلا به عنوان مثال کوچکش کارفور صهیونیستی وارد ایران می شود و اسمش می شود هایپراستار که جلب توجه نکند ، بعد هم مثل قارچ شعبه هایش زیاد می شود و ... خب ممکن است باز بگویید یا بگویند خب چه اشکالی دارد ؟ پول می آورند ، شغل ایجاد می کنند و ... این ها که خوب است !
اما این ها فقط ظاهر ماجرا است  ، اگر از بحث فرهنگی و روابط فرهنگی و ارزش هایی که این قدرت های اقتصادی به مرور همراه خود می آورند بگذریم ، کانون های ثروت حاصل از این تشکیلات در ایران ، به مرور تبدیل به کانون های اثرگذار در قدرت و بازوی تصمیم سازی در ایران می شوند  . کانون هایی که دیگر این توانایی را دارند تا در بزنگاه ها اقدام به تغذیه مالی جریانات و گروه های معارض و غربگرای مورد نظر کنند و جریانسازی در ایران کنند و پروژه استحاله و براندازی را دنبال کنند . که این بحث البته بحث مفصلی است )
 
نکته ی این دو مسیر این است که در هر دو مسیر :

اولا انتهای مسیر براندازی و سلطه بر ایران است .
دوما عامل فشارهای اقتصادی و اجتماعی ( تحریم ها ، قیمت نفت ، مسایل اجتماعی ) به عنوان عاملی الزامی و ثابت است .
 
حال با توجه به مسایل و مسیرها و بازیگران فوق الذکر ، به سراغ پاسخ به این سوال مهم و راهبردی می روم :
جایگاه و نقش مذاکرات هسته ای در تصمیمات کلان تصمیم سازان و تصمیم گیران اصلی آمریکا چیست ؟
( این سوال از این جهت مهم و راهبردی است که پاسخ به آن پازل بازی مذاکرات هسته ای را برای بازی گران حل می کند )
پاسخی که جریان غرب گرا و حامی مذاکرات هسته ای به این سوال می دهند این است که :
این مذاکرات بستری است برای جریان غربگرا تا از طریق آن بتواند با همکاری طرف غربی ، با حل پرونده هسته ای ، کاهش فشارها بر ایران و بهبود شرایط اقتصادی ایران ، جایگاه خود را در میان ایرانیان تقویت کرده و از این طریق بتواند در جنگ قدرت پیش رو با جریان معتقد به گفتمان انقلاب اسلامی در انتخابات های پیش رو ، پیروز شده و آینده قدرت در ایران تصاحب کند .  با چنین رویکردی این گروه تمام تلاشش را می کند تا هر طور شده به توافق با هر محتوایی دست یابد و به طرف آمریکایی این پیام را برساند که من همان گروه و جریانی هستم که تو باید رویش حساب و سرمایه گذاری کنی .)
 
اما با توجه به آن چه که در بالا توضیح دادم پاسخ صحیح این است که :
این مذاکرات در پازل کلی تصمیم سازان و تصمیم گیران واقعی ( در مورد فوق مشخصا راکفلرها ) کنشی است که در نهایت باید به براندازی نظام یا تغییر نظام حاکم فعلی ایران ختم شود. مسیر این براندازی هم این گونه است که :
1.     حتی با وجود رسیدن به توافق هسته ای ، با حفظ ساختار اصلی تحریم ها و  اهرم هایی نظیر کاهش قیمت نفت ایران توسط عربستان ، فشار اقتصادی بر ایران هم چنان باقی می ماند و حفظ می شود .
2.     مذاکرات بستری می شود برای کاهش قدرت نرم ایران در منطقه و سرخوردگی و تزلزل دلبستگان انقلاب اسلامی ( چه در داخل و چه در منطقه و خارج از کشور )
3.     مذاکرات بستری می شود برای برقراری ارتباط و تقویت و سازمان دهی جریانات و گروه های غربگرا و برانداز ( به قول خودشان جامعه مدنی و NGO  های حقوق بشری و جدیدا محیط زیستی ! )

4.     بستر ناشی از مذاکرات و کمک عوامل حکومتی مرتبط شده و سازمان دهی جریانات و گروه های تقویت شده غرب گرا و برانداز ، بستری می شود برای شکل دهی و  تقویت دوقطبی های بعضا مصنوعی اجتماعی که منجر به بی ثباتی محیط داخلی ایران و تضعیف و تزلزل حاکمیت ایران شوند . این دوقطبی ها شامل دوقطبی هایی نظیر موارد زیر هستند  :

1-  دو قطبی نه به مذاکره و آری به مذاکره  یا دو قطبی مصنوعی حامیان تحریم و مخالفان تحریم یا دو قطبی نه به رابطه با آمریکا و آری به رابطه با آمریکا ( کیس تلاش جهت اردوکشی خیابانی یا  درخواست همه پرسی از مردم ... )
2- دو قطبی حاصل از شکاف طبقاتی و  دوقطبی مصنوعی پول دارهای پول دار شده از تحریم ها و ضعفا و بی پول ها متضرر از تحریم ها ( کیس بچه پول دارهای تهران )
3-  دوقطبی های مرتبط با شکاف های ارزشی و دو قطبی هایی نظیر دو قطبی حجاب و بی حجاب ها  و مذهبی ها و غیر مذهبی ها (  کیس هپی ها و  یا عریان تر کیس اسیدپاشی )
 
در نتیجه فشار اقتصادی حفظ می شود ، فضای جامعه ملتهب می شود ، دو قطبی ها شکل می گیرد و در وقت معین ( مثلا بستر انتخابات ) در جهت بی ثبات سازی از طریق فشار خیابانی و فشار بر حاکمیت جهت تغییر رفتار و اجبار برای صدور مجوز ورود عناصر استحاله شده در ساختار تصمیم گیری و تصمیم سازی نظام و نهایتا استحاله ارزشی و ساختاری جمهوری اسلامی اقدام می شود .
این فرایند ، نسبت به زمانی که رژیم اسراییل برای تغییر رفتار نظام ایران در خصوص تحولات منطقه و موجودیت اسراییل لازم دارد ، فرایندی طولانی تری است .
 
پاسخ خوش خدمتی چیست ؟!
نکته ای دیگری که در این میان مطرح است این است که چنین سناریویی  و مشخصا سناریویی که در آن فشار اقتصادی بر ایران باقی بماند و موجب بی ثباتی اجتماعی شود ، عملا متفاوت است با آن چه که حامیان مذاکرات و دولت فعلی در سر می پروارند و چنین سناریویی عملا  نقشه های آنان در خصوص آینده قدرت در ایران را نقش بر آب می کند . در چنین شرایطی  ممکن است بپرسید پس نقش جریان حامی و پیش برنده مذاکرات که برای به نتیجه رسیدن این مذاکرات از جان و دل مایه گذاشته چیست و عاقبتشان چه می شود ؟

پاسخ این سوال را نیز باید در همان راس هرم تصمیم گیر و تصمیم ساز آمریکا جستجو کرد و پرسید که از نظر راس هرم آمریکا ، حاکمان آینده ایران چه کسانی باید باشند و نقش جریان مذاکره کننده فعلی در آینده مدنظر آن ها چیست ؟ پاسخ این سوال موضوعی است که طرف مذاکره کننده ایرانی را دچار اشتباه محاسباتی در فهم بازی کرده است .

 


پاسخ این است : علی رغم اشتباه محاسباتی تکنوکرات ها  و غربگرایان ایرانی نسبت به این که در صورت خوش رقصی برای آمریکایی ها ، آمریکایی ها برای آینده قدرت ایران روی آن ها حساب باز می کنند ، اما آمریکایی ها ( منظور همان شبکه خاندان های صهیونیستی ) اتفاقا هیچ حساب راهبردی روی هر جریان ایرانی که نسبتی با اسلام و حکومت اسلامی داشته باشند نمی کنند ...
اصلاح طلبان و کارگزاران و امثالهم هر چه که باشند و هر کاری هم که کنند نهایتا مسلمانانی هستند که آب یهودیان و صهیونیست ها با آن ها در یک کاسه نمی رود . حمایتشان می کنند اما فقط در حد و اندازه نقششان در پروژه نهایی .

نقش این جریانات در پازل خاندان های صهیونیست ها صرفا مهره هایی برای تحقق بخشی از بازیشان در خصوص ایران است و نه مهره هایی برای سرمایه گذاری برای آینده قدرت ایران . مهره هایی که به محض اتمام تاریخ انقضایشان طرد شده و به سطل زباله انداخته می شوند . . . آمریکایی ها و نظام شیطانی آمریکا اصلا در آینده ایران ، نظامی که رنگ و بویی از اسلام داشته باشند ندیده اند ، مهره های مد نظر آمریکا از میان جامعه بهاییان و یهودیان و سلطنت طلبان در می آید و نه از جریان فلان حجت الاسلام و فلان روحانی . . .

( آمریکایی ها حتی اگر قرار باشد به طور موقت و تاکتیکی جریانی را درون حاکمیت ایران تقویت کنند ، آن جریان قطعا جریان روحانی و به اصطلاح اعتدالیون نیست ، بلکه جریان اصلاح طلبان سکولاری است که هم اکنون از نردبان دولت در حال بالارفتن هستند و در جلساتشان دولت روحانی را رحم اجاره ای تا انتخابات ریاست جمهوری دوره بعد خطاب می کنند و از هم اکنون خود را برای لغزش دولت روحانی آماده می کنند )

این مساله البته در طول 36 سال انقلاب اسلامی بارها اثبات شده اما برای جریان غرب گرای ایرانی درس عبرت نشده ... اینکه چرا درس عبرت نشده و این جریان و سردمدارانش کماکان بر ادامه ی این مسیر تاکید می کنند ، خود البته بحث مفصل و مهمی است که پاسخ به آن نیز می تواند بسیاری از گره های مسایل امروز ایران را حل کند اما فعلا بطور کلی دلیلش را بگذاریم بر کیدشیطان و قدرت اغواگریش و وعده ها و آینده ی دروغینی که برای قربانیان خود ترسیم می کند ...
 


 گمان می کنم مطالب فوق فضای کلی بازی مذاکرات هسته ای و مسیر و انتهای مسیر آن را روشن کرده باشد . حال به سراغ پاسخ به سوال اصلی دوم می روم :

این که هم اکنون بازی مذاکرات در چه مرحله ای است  و در صحنه بازی چه اتفاقاتی در حال رخ دادن است :

طبق شواهد و قرائن ، محتوای توافق نامه آتی طرف آمریکایی و ایرانی شامل موارد زیر است که ماهیت آن عملا به معنای عبور از خطوط قرمز نظام است .  ( البته شواهد و قرائن نیز نشان می دهد که ساختار کلی این موارد هم کم و بیش مورد تایید طرف مذاکره کننده ایرانی واقع شده و  اما خب تدبیر مذاکره کنندگان این است که این موارد به مانند مدل ژنو ، در لحظه آخر و با ژست ما در مذاکراتی سخت و طاقت فرسا به فتح الفتوح دست پیدا کردیم ، رونمایی شود ) :

1-  اراک بازمهندسی می شود و عملا اخته شده و تغییر کاربری می دهد .

2-  فردو دیگر غنی سازی نمی کند و تحقیقاتی می شود و عملا کارکرد اصلی خود را یعنی بی معنی کننده و بازدارنده اقدام نظامی اسراییل علیه تاسیسات هسته ای ایران را از دست می دهد .

3-  تعداد سانتریفیوژها به رقمی بین 4000 – 6000 کاهش میابند و غنی سازی دکوری می شود .
4-  برای حفظ ظاهر ، سانتریفیوژهای بی کار ، جمع نمی شوند اما عقیم می شوند !
5-  حجم غنی سازی فعلی کاهش یافته و ذخیره های باقی مانده اورانیوم نیز به روسیه منتقل می شود .
6-  بازرسی ها و نظارت های آژانس افزایش میابد و پروتکل الحاقی تصویب می شود .

7-  یک کانال مالی خاص و کنترل شده بین ایران و آمریکا گشوده می شود ( یا به عبارتی دیگر ساختار و سازمان تحریم ها بین المللی و شبکه ی تحریم مالی میان بانکی بین المللی سرجایش محکم و استوار ،  دست نخورده باقی می ماند )

8-  صرفا تحریم های مرتبط با موضوع هسته ای به طور موقت و دوره ای معلق می شوند ( یعنی بدلیل ساختار درهم تنیده تحریم های ایران ، عملا بخش عمده ی تحریم ها و بهانه تحریم های جدید سرجایش باقی می ماند )

9-  برای دوره ای نزدیک به 4 سال این وضع باقی می ماند تا ایران صداقت خود را به آمریکا ثابت کند ( و به عبارتی دیگر صنعت هسته ای ایران و دانشمندان و انگیزه هایشان عملا با خاک یکسان شود )
10-  در طول دوره فوق مراحل بعدی و ابعاد بعدی مذاکرات و مشخصا پرونده های ایران نظیر توان موشکی ایران ، حقوق بشر و حمایت ایران از مقاومت در منطقه آغاز می شود . این مرحله ، مرحله ای است که صنعت و قابلیت هسته ای عملا به 10 سال قبل بازگردانده شده است و حاصل آن ، آن چیزی است که اوباما در نشست سابان به صهیونیست ها گفت :
ما نمی توانیم پیچ و مهره های تاسیسات هسته ای ایران را باز کنیم ، اما می توانیم انگیزه آنان برای غنی سازی را از بین ببریم ؛ وقفه و محدودیت در برنامه هسته ای ایران عملا منجر به نابودی همین انگیزه خواهد شد .

هم زمان نیز پروژه التهاب آفرینی و دوقطبی سازی جامعه ، احیای تشکیلات  فشار خیابانی ، احیای NGO  ها و گروه های به اصطلاح مدنی و اجتماعی و علی الخصوص احیا و شکل دهی به شبکه ارتباطی ، جهت دهی و جریان سازی ( مشخصا شبکه های ارتباطی مبتنی بر موبایل نظیر وایبر و لاین )  کلید خورده ، تست شده و با قدرت دنبال می شود .

از سویی دیگر آمریکا به کمک متحد راهبردی خود یعنی عربستان ، با کاهش شدید قیمت نفت ، شرایط را برای حفظ فشار اقتصادی بر ایران ، بعد از دستیابی به توافق هسته ای مهیا می کند و ما به تفاوت گشایش اندک اقتصادی به وجود آمده ( مثلا افزایش فروش نفت یا پتروشیمی ایران ) را پیشاپیش از حساب ایران کم می کند و اجازه خروج ایران و مذاکره کنندگان ایرانی را از گوشه رینگ نخواهد داد

در نتیجه در صورت دستیابی به توافق در این مذاکرات ، اوضاع اقتصادی ایران نیز نسبت به گذشته اگر بدتر نشود ، بهتر هم نخواهد شد و چه بسا با جنگ نفتی جدیدی که جبهه باطل علیه ایران آغاز کرده ، اوضاع اقتصاد نفتی ایران نسبت به قبل از توافق تیره تر نیز شود . اگر بهبودی نیز صورت گیرد ، صرفا بهبودی موقت و هیجانی است که مربوط به شرایط روانی جامعه و بازار است و عملا کارکرد توافق بدست آمده برای دولت ایران را صرفا در حد ابزاری جهت توجیه ادامه ی بازی مذاکرات تقلیل می دهد  ...

و در نهایت این که دشمنی شیطان بزرگ و مرعوبان و عواملش با مردم ایران و جریان انقلاب اسلامی پابرجاست و پابرجا خواهد ماند و ایران و انقلاب روزهای دشوارتری را پیش رو خواهند داشت  ...
 
 
پینوشت :
1-  بدلایلی بخش هایی از متن ، خصوصا در بخش شبکه ی بازیگران داخلی و آمریکایی پروژه بازی مذاکرات حذف شد .

2-  با توجه به تحولات تاریخی پیش روی منطقه و با توجه به این که آمریکایی ها و صهیونیست ها فرصت زیادی برای مهار و مدیریت تحولات منطقه ندارند و با توجه به این که تدبیر آمریکایی ها برای مهار تحولات منطقه ، مهار و از کارانداختن قلب تحولات یعنی جمهوری اسلامی ایران است ، براورد من این است که بازی مذاکرات ، بازی بلندمدتی نیست و ما بزودی به نقطه اوج و نهایی بازی روبرو خواهیم شد . شاید تا آستانه انتخابات آینده ایران ...
 
3-  با توجه به مطالب فوق ، تغییر در ترکیب کنگره و سنا به نفع جمهوری خواهان ، تاثیری در مسیر فعلی بازی مذاکرات نخواهد گذاشت . چون هم طرف بازی در ایران عزم دارد تحت هر عنوان و تحت هر مسیری در بازی مذاکره باقی بماند و هم این که بازی مذاکره فعلی ، در سطح سناتورها و نمایندگان کنگره طراحی نشده که با تغییر در این سطوح ، مسیر بازی نیز عوض شود . البته این تغییر در سطح سنا و کنگره ، می تواند موهبتی برای طرفداران مذاکرات و غربگرایان و دولت اوباما باشد که اینگونه وانمود کنند و بهانه بیاورند که به نتیجه نرسیدن مذاکرات یا نتیجه نامطلوب مذاکرات و بی اثر مذاکرات در زمینه عدم لغو تحریم های اصلی ، حاصل روی کار آمدن جمهوری خواهان و فشارهای آنان بوده . وگرنه این که اوباما فرد مودب و باهوشی است و دولتش نیز بدنبال صلح و دوستی با ملت ایران بوده است !


:: موضوعات مرتبط : اخبار روز
این نظام از اساس شیطانی است
نویسنده بچه شیعه در جمعه هفدهم بهمن ۱۳۹۳ |

آن هایی که اندک مطالعه ای در خصوص چیستی نظام آمریکا و تاریخ و وضعیت فعلی بازیگران و تصمیم گیران و تصمیم سازان واقعی این نظام دارند به خوبی می دانند ؛


سنگ بنای این نظام از ابتدا و از اساس با مبانی شیطانی و توسط عناصر و خادمان شیطان بنا نهاده شده . . .
ارکان اصلی و تصمیم سازان و تصمیم گیران اصلی پشت پرده این نظام ، نه کنگره و سنا و مترسکی مثل اوباما ، بلکه شبکه ابر سرمایه داران و خاندان های به ظاهر یهودی و اما در واقع مومن با آیین های شیطانی و تحت ولایت شیطان است . . . شبکه ای که از طریق تصاحب و سلطه بر دارایی ها و منابع این کشور و سایر کشورهای جهان ، عملا حاکمان واقعی آمریکا هستند . . .

علاوه بر این ، یهودیان و صهیونیست هایی که عملا در کلوپ ها و مجامع مخفی و لژهایشان شیطان را می پرستند ، در سراسر ارکان و نهادها و بخش های این نظام از مقامات بلند پایه در ساختارهای حکومتی گرفته تا اتاق های فکر و رسانه ها و . . . ، حضور دارند و عناصر اصلی و اثرگذار این نظام را تشکیل می دهند . . .

این نظام از اساس شیطانی است . . . ساختارش شیطانی است ، عناصر اصلیش شیطانی هستند ، راس هرم و تصمیم گیرندگانش شیطانی هستند . . . تصمیماتش شیطانی و علیه جریان حق و جریان الهی است . . .


 
زمانی که امام روح الله ،  نظام آمریکا را شیطان بزرگ خطاب کرد ، دقیقا به هدف زده بود . . . !
امام از روی هوا و هوس و بی پایه و اساس این حرف را نزد ! بزرگنمایی یا تبلیغات سیاسی نکرد ! کما اینکه بمانند سیاستمداران هم نبود که بخواهد لفاظی و بزرگنمایی و تبلیغات کند . . .

بزرگ مرد تاریخ و بینان گذار انقلاب اسلامی ، ماهیت این نظام را به دقیق ترین شکل ممکن فهم و توصیف کرده بود .
این نظام ماهیتا و اساسا شیطانی بود . . .
از این رو تخاصم ، رویارویی و نبرد با آمریکا ، نه صرفا به دلیل برخی چالش های میان دو کشور و اقدامات آمریکا علیه ایران بود ، بلکه دقیقا به دلیل همین ماهیت شیطانی آمریکا و نبرد همیشگی جریان حق و جریان باطل در سراسر تاریخ بود ..
پرچمدار جریان حق و زمینه ساز ظهور مهدی عج ، روبروی این نظام قد علم کرد و سخن از مبارزه آشتی ناپذیر میگفت ، چون نظام آمریکا ، از اساس شیطانی بود و در خدمت شیطان و جریانش و جریان باطل عمل می کرد. . .
مبارزه آشتی ناپذیر با آمریکا ، در چنین منطقی تعریف می شد. . .
نبرد مقدس حزب الله با حزب الشیطان
مبارزه همیشگی و آشتی ناپذیر حق و باطل . . .
 
پینوشت :

حال به نظرتان افرادی که سال ها در کشور آمریکا حضور داشته اند و با بالاترین مقامات و عناصر اتاق های فکر این کشور حشر و نشر داشته اند و از نزدیک بسیاری از واقعیات را با چشم خود دیده اند ، چه می شود که تلاش می کنند این واقعیات را انکار کنند . . . ؟
چه می شود که تلاش می کنند وانمود کنند مشکلات ما با آمریکا مربوط به فلان حزب و فلان نهاد و فلان لابی است و مقامات کاخ سفید یا مثلا اوباما حسابشان با حساب سایرین جداست . . . ؟

چه می شود که تلاش می کنند وانمود کنند که این فقط آیپک و لابی اسراییل است که مشغول دشمنی با ایران است و سیاستمدارن مظلوم آمریکایی اسیر توطئه های این لابی و علاقه مند به حل مشکلات با ایران !
چه می شود که این افراد از هر تلاشی برای نزدیک شدن به این نظام شیطانی و برقراری و عادی سازی رابطه با این نظام دریغ نمی کنند . . . ؟ چه می شود که برای دیدار با کارگزاران شیطان امروز و فردا می کنند ؟

واقعا این نظام و ماهیتش را نمی شناسند ؟ واقعا از دشمنی ریشه ای این نظام با ایران و انقلاب اسلامی و جریان الهی خبر ندارند ؟
اصلا گیریم که این افراد به مانند بسیاری موارد دیگر نظرات امام خمینی را فرمایشی و تبلیغاتی تفسیر کرده اند ، واقعا فکر می کنید دست و پا زدن برای نزدیک شدن به شیطان بزرگ و طاقوت زمان ، از روی نادانی و نا آگاهیشان است ؟
میدانید معنای این رفتارها و رویکردهای ادامه دار و هدفمند چه می تواند باشد ؟!


:: موضوعات مرتبط : اخبار روز
وقتی همه خوابیم!
نویسنده بچه شیعه در پنجشنبه شانزدهم بهمن ۱۳۹۳ |

 

وقتی همه خوابیم ، اینگونه اماممان و افکار و نظراتش را باز تنظیم و بازتولید می کنند . . .

سابقا برای شناخت افکار و آراء امام خمینی در مورد رابطه با آمریکا و تهیه پوسترهایی در این خصوص پژوهشی داشتم و فیش برداری هایی انجام داده بودم . حداقلش این بود که می دانستم عمق دشمنی امام با آمریکا نه صرفا بخاطر یک کدورت مقطعی بوده بلکه ریشه در همان شناخت حکیمانه و عمیقشان از ماهیت حکومت آمریکا به عنوان شیطان بزرگ عصر ما داشت . . .

چند روز پیش که مجددا برای پیدا کردن جمله ای از ایشان ، در گوگل موضوع رابطه با آمریکا از منظر امام را جستجو می کردم ، در میان صفحه اول نتایج جستجو ،  مطلب جدیدی را در این خصوص یافتم که متعلق به سایتی بود به نام پرتال امام خمینی. . .
 http://www.imam-khomeini.ir

سایت رسما متعلق بود به موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی (ره) است .  عنوان مطلب هم این بود : " دیدگاه امام خمینی درباره مذاکره با آمریکا چه بود ؟ "  که در تاریخ 1392/7/28  ( یعنی در همان ایام بعد از سفر روحانی به نیویورک و مباحث پیرامون مذاکرات ) منتشر شده بود .
(لینک)
 
با کنجکاوی مطلب را مطالعه کردم . مطلب که عمدتا مطلبی تحلیلی بود تلاش کرده بود برای پاسخ به این سوال ، با ذکر اندک موارد به اصطلاح مستند و ادغام این موارد با تحلیل های شخصی نگارنده ی بی نام و نشان ، نهایتا چنین نتیجه ای را به مخاطبان اینگونه القا کند که :

افکار و آراء امام در مورد آمریکا ، مذاکره با آمریکا و قطع رابطه با آمریکا  مقطعی بوده و متعلق به همان زمان بوده و قابل تعمیم به شرایط الان نیست و نظر امام از همان ابتدا هم قطع رابطه با آمریکا نبوده و اگر الان امام در قید حیات بودند با وجود دستگاه دیپلماسی پخته امروز ، مشکلی با مذاکره و برقراری رابطه با آمریکا نداشتند . . .
 
چیزی متضاد با آن شناختی که  من در پژوهش خود در این خصوص از امام داشتم . آقایان لطف کرده بودند و برای کمک به یک جریان سیاسی خاص و در یک برهه زمانی خاص ، نظر امام را با تحلیل های شخصی و عدم ذکر همه فکت های آشکار و موجود از سخنان حضرت امام ، 180 درجه مخالف واقعیت جلوه داده و در واقع امام مدنظر خودشان را بازتولید کرده بودند!  به همین راحتی ! به همین راحتی یکی از اصولی ترین مواضع امام را به میل خود تفسیر و تغییر داده بودند . . .

وقتی همه خوابیم ، اینگونه اماممان و افکار و نظراتش را باز تنظیم و بازتولید می کنند . . .
 

پینوشت :
آمريكاى جهانخوار بايد بداند كه ملّت عزيز و خمينى تا نابودى كامل منافعش او را راحت نخواهند گذاشت و تا قطع هر دو دست آن به مبارزه خدائى خود ادامه خواهند داد . ملّت ما همانگونه كه نشان داده اند، تحمل تمام كمبودها را براى حفظ شرف و آبروى خويش خواهد نمود ملّت مقاوم ما از روز اول مبارزه اش مى دانست كه با تمام قدرت ها و ابرقدرت ها دست به گريبان است و بايد بداند كه تمام ايادى داخلى و خارجى قدرت ها و ابرقدرت ها خصوصا آمريكاى جنايتكار براى شكست ما از تمام امكاناتش استفاده خواهد نمود، ولى چاره چيست كه كوه مصيبت ها در مقابل حيثيت اسلام- ايرانى ما چون كاهى است و مردم ما بايد خود را آماده اين درگيرى حسينى تا پيروزى كامل بنمايند، كه مرگ سرخ به مراتب بهتر از زندگى سياه است و ما امروز به انتظار شهادت نشسته ايم تا فردا فرزندانمان در مقابل كفر جهانى با سرافرازى بايستند و بار مسئوليت استقلال واقعى را در تمامى ابعادش به دوش كشند و با افتخار پيام رهائى مستضعفين را در جهان سر دهند . ( امام خمینی ره  ، صحيفه نور ، جلد:14 ، ص : 266)


:: موضوعات مرتبط : اخبار روز
امامی که برایمان از مبارزه آشتی ناپذیر با شیطان بزرگ می گفتی ؛ کجایی؟!
نویسنده بچه شیعه در چهارشنبه پانزدهم بهمن ۱۳۹۳ |

امامی که برایمان از مبارزه آشتی ناپذیر با شیطان بزرگ می گفتی ؛ کجایی ؟


کجایی تا ببینی مدعیان راه تو ، چگونه برای در آغوش گرفتن شیطان لحظه شماری و زمینه سازی می کنند . . . کجایی که ببینی آمریکا دیگر برای آقایان شیطان بزرگ نیست ، بلکه منجی بزرگ و فرشته نجات است . . .
 


امامی که به ما هشدار میدادی :
" الآن يك جريانى در كار است كه من الآن نمى خواهم اشخاص هيچ صحبتش بشود، اما جريان هست در كار كه اگر كسى توجه بكند به مسائلى كه در اين اواخر هى پيش آوردند، در روزنامه هاى مختلف پيش آوردند، يك جريانى در كار است كه آن جريان انسان را از اين معنا مى ترساند كه بخواهد به طور خزنده اين كشور را باز هل بدهد به طرف آمريكا، بخواهند از اين راه پيش بروند . . . و اين يك مساءله اى است كه به قدرى اهميت دارد در نظر اسلام و بايد آنقدر اهميت داشته باشد در نظر شما فرماندهان و ديگران كه اگر احتمال اين را بدهيد، بايد مقابلش بايستيد. " (1)
 


کجایی که که ببینی که اکنون چگونه شب و روز ، برای هل دادن ایران و نماینده ایران در آغوش شیطان و کارگزارش  مطلب می نویسند و هیچکس هم کاری به کارشان ندارد و صدای کسی درنمی آید . . .
 


امامی که میگفتی :
" اگر ما تسليم آمريكا و ابرقدرت ها مى شديم ، ممكن بود امنيت و رفاه ظاهرى درست مى شد و قبرستان هاى ما پر از شهداى عزيز ما نمى گرديد ، ولى مسلما استقلال و آزادى و شرافت مان از بين مى رفت آيا ما مى توانيم نوكر و اسير آمريكا و دولت هاى كافر شويم تا بعضى چيزها ارزان شود و شهيد و مجروح ندهيم ؟ هرگز ملّت زيربار اين ننگ نخواهد رفت و تن به اين ذلت نخواهد داد ملّت ايران در مقابل آمريكا مى ايستد و به اميد خداوند پيروز است خداوند آنقدر تاكيد كرده است كه ما با آنها موالات نداشته باشيم ، آنوقت براى ارزانى اجناس ، ما خودمان را بفروشيم ؟(2)
 


کجایی ببینی که امروز منافقان و مدعیان راه تو ، چگونه به بهانه ارزانی اجناس ، حاضرند آبرو و هویت انقلابمان و خون صدها هزار شهید را پایمال کنند . . .
 


امامی که میگفتی :
"  آمريكاى جهانخوار بايد بداند كه ملّت عزيز و خمينى تا نابودى كامل منافعش او را راحت نخواهند گذاشت و تا قطع هر دو دست آن به مبارزه خدائى خود ادامه خواهند داد . ملّت ما همانگونه كه نشان داده اند، تحمل تمام كمبودها را براى حفظ شرف و آبروى خويش خواهد نمود ملّت مقاوم ما از روز اول مبارزه اش مى دانست كه با تمام قدرت ها و ابرقدرت ها دست به گريبان است و بايد بداند كه تمام ايادى داخلى و خارجى قدرت ها و ابرقدرت ها خصوصا آمريكاى جنايتكار براى شكست ما از تمام امكاناتش استفاده خواهد نمود ، ولى چاره چيست كه كوه مصيبت ها در مقابل حيثيت اسلام - ايرانى ما چون كاهى است و مردم ما بايد خود را آماده اين درگيرى حسينى تا پيروزى كامل بنمايند، كه مرگ سرخ به مراتب بهتر از زندگى سياه است و ما امروز به انتظار شهادت نشسته ايم تا فردا فرزندانمان در مقابل كفر جهانى با سرافرازى بايستند و بار مسئولیت استقلال واقعى را در تمامى ابعادش به دوش كشند و با افتخار پيام رهائى مستضعفين را در جهان سر دهند . " (3)
 


کجایی که ببینی امروز مدعیان راهت ، چگونه دارند برای لحظه در آغوش کشیدن همان آمریکای جهانخوار لحظه شماری می کنند ؟ کجایی که ببینی چگونه برای رخ دادن تصادفی تماس تلفنی و دیداری و نظر کردنی با نوچه های شیطان ، دلشان غنج می رود . . .
 


امامی که میگفتی :
" من به شما (ملّت ) عرض مى كنم تا شما زنده ايد آمريكا برنمى گردد ، شوروى هم برنمى گردد. در نسل هاى آتيه ، اگر ملتها در نسل هاى آتيه به همين روش حركت كنند و روحانيون در همه جا حاضر باشند و مردم در صحنه باشند و قواى نظامى و انتظامى ، قواى نظامى و انتظامى اسلام باشد، اين در طول ، تاريخ هم انشاء الله نخواهد شد.(4)
 


امامی که می گفتی :
" ما اگر چنانچه بخواهيم اسلام را پيش ببريم ديگر نبايد نوكر باشيم . اگر نوكر نباشيم رابطه اش را با ما قطع مى كند ، ما از خدا مى خواهيم كه رابطه قطع بشود . ما ذلت را نخواهيم پذيرفت براى خاطر اينكه يك رابطه با يك ابرقدرت داشته باشيم . شرافتى نيست رابطه داشتن با امثال آمريكا ، دولت آمريكا يك شرافت انسانى مع الاسف الآن ندارد كه ما بخواهيم به واسطه آن شرافت انسانى اش با آن رابطه داشته باشيم . دولت آمريكا اين است كه داريد مى بينيد كه مظلوم را - دارد - در هر جا پيدا مى كند پوست مى كند، هر جا بتواند مى رود و بمب سرشان مى ريزد، هر چه بتواند ذخایر ملّت ها را مى برد ، ما بخواهيم روابط با اينها داشته باشيم ؟ بهتر اين است كه ما با اينها روابط نداشته باشيم ، بهتر اين است با آنهائى كه مى خواهند ما را بچاپند رابطه نداشته باشيم " (5)
 


کجایی تا ببینی  ملبسان به لباس روحانیت چگونه از لزوم برقراری مجدد رابطه با آمریکا و از بازگشت دیر یا زود آمریکا به ایران سخن می گویند . . . کجایی ببینی که چگونه برای برقراری مجدد رابطه با آمریکا له له میزنند. . .
 



امامی که میگفتی :
" خطر امريكا به حدى است كه اگر كوچكترين غفلتى كنيد نابود مى شويد . هر دو ابر قدرت كمر به نابودى ملل مستضعف بسته اند و ما بايد از مستضعفين جهان پشتيبانى كنيم  . ما بايد در صدور انقلابمان به جهان كوشش كنيم و تفكر اينكه ما انقلابمان را صادر نمى كنيم كنار بگذاريم ، زيرا اسلام بين كشورهاى مسلمان فرقى قائل نمى باشد و پشتيبان تمام مستضعفين جهان است . از طرف- ديگر تمام قدرتها و ابرقدرتها كمر به نابودى مان بسته اند و اگر ما در محيطى در بسته بمانيم قطعا با شكست مواجه خواهيم شد. ما بايد حسابمان را صريحا با قدرت ها و ابرقدرت ها يكسره كنيم و به آنها نشان دهيم كه با تمام گرفتارى هاى مشقت بارى كه داريم ، با جهان برخوردى مكتبى مى نماییم .(6)
 


امامی که میگفتی :
"امروز دنيا، دنياى آشوب و جنگ و انفجار و هواپيما ربايى است و ايران از خيلى جاهاى دنيا آرامتر است . ممكن است بعضى ها كه اين چيزها را نديده اند، با خود بگويند با قدرت ها بايد ساخت . ولى بايد بدانند كه سازش ، امروز نابودى تا آخر است ، دفن اسلام است تا آخر دنيا . مردم بايد محكم بايستند و از اسلام و كشور دفاع كنند و از توطئه ها به خود هراس راه ندهند كه اگر كمى عقب بنشينند، بايد دست از اسلام بكشيم و تكليف ما برخلاف اين است . مردم انقلاب كردند، بايد پاى زحماتش هم بنشينند. " (7)
 


کجایی که ببینی که عملا می گویند برای حل مشکلات اقتصادی کشور، باید با قدرت ها و آمریکا ساخت و بازی برد – برد کرد ؟ . . . کجایی که ببینی چگونه لزوم سازش با آمریکا را تئوریزه می کنند ؟ . . .
 


امامی که می گفتی :
" همه مى دانيم كه جهان اسلام در انتظار به ثمر رسيدن كامل انقلاب ماست ، ما از تمام كشورهاى زير سلطه براى به دست آوردن آزادى و استقلال كاملاپشتيبانى مى نمایيم و به آنان صريحا مى گوييم كه حق گرفتنى است ، قيام كنيد و ابرقدرت ها را از صحنه تاريخ و روزگار براندازيد. من بارها گفته ام و هم اكنون هشدار مى دهم كه اگر شرق ستم كشيده و آفريقا به خودشان متكى نباشند، تا ابد گرفتارند. بيایيد روى پاى خودتان بايستيد و بر غرب بتازيد و آنان را از ميدان بدر كنيد. من از گوشه بيمارستان به آفريقا و شرق و زير سلطه و تمام كشورهاى تحت ستم اخطار مى كنم كه متحد شويد و دست آمريكاى جنايتكار را از سرزمين هاى خود قطع كنيد " (9)

 



کجایی که ببینی آقایان دیگر اعتقادی به خطر آمریکا و مرزبندی و جداکردن حسابمان با شیطان بزرگ و برخورد مکتبی با جهان ندارند .. انقدرباهم راحت و صمیمی شده اند که حتی در جلساتشان یکدیگر را با اسم کوچک صدا میزنند . . .
کجایی که ببینی آقایان روحانی ! چگونه در حال زمینه چینی برای بازکردن دست آمریکای جنایتکار به سرزمینمان هستند . . .

 


امامی که می گفتی :
البته ما اين واقعيت و حقيقت را در سياست خارجى و بين الملل اسلامى مان بارها اعلام نموده ايم كه در صدد گسترش نفوذ اسلام در جهان و كم كردن سلطه جهانخواران بوده و هستيم ، حال اگر نوكران آمريكا نام اين سياست را توسعه طلبى و تفكر تشكيل امپراطورى بزرگ مى گذارند، از آن باكى نداريم و استقبال مى كنيم . ما در صدد خشكانيدن ريشه هاى فاسد صهيونيزم ، سرمايه دارى و كمونيزم در جهان هستيم ، ما تصميم گرفته ايم به لطف و عنايت خداوند بزرگ نظام هايى را كه بر اين سه پايه استوار گرديده اند نابود كنيم و نظام اسلام رسول الله - صلى الله عليه و آله و سلم - را در جهان استكبار ترويج نماييم ، و دير يا زود ملت هاى در بند شاهد آن خواهند بود . . .انشاءالله ما نخواهيم گذاشت از كعبه و حج ، اين منبر بزرگى كه بر بلنداى بام انسانيت بايد صداى مظلومان را به همه عالم منعكس سازد و آواى توحيد را طنين اندازد، صداى سازش با آمريكا و شوروى و كفر و شرك نواخته شود . و از خدا مى خواهيم كه اين قدرت را به ما ارزانى دارد كه نه تنها از كعبه مسلمين كه از كليساهاى جهان نيز ناقوس مرگ آمريكا و شوروى را به صدا درآوريم ." (10)
 


کجایی ببینی که اکنون ، آقایان دیگر برای آمریکا مرگ نمی خواهند . . . ؟ کجایی که ببینی که چگونه برای هضم در نظم جهانی مستکبران دست و پا می شکنند؟. . . کجایی که از همین تهران خودمان صدای سازش با آمریکا را بلند کرده اند. . .؟
 



امامی که میگفتی :
ننگ و نفرت و لعنت ابدى بر وابستگان و پيروان شياطين شرق و غرب خصوصا شيطان بزرگ آمريكاى جنايتكار كه با نقشه هاى شيطانى شكست خورده خود گمان كرده ملتى را كه براى خداوند متعال و اسلام بزرگ قيام نموده و هزاران شهيد و معلول تقديم نموده با اين دغلبازى ها مى تواند سست كند و يا از ميدان به در برد " .(11)
 
کجایی ببینی که اکنون مدعیان راه تو  چگونه ملت را به تسلیم و آشتی با همین شیطان بزرگ رهنمون می سازنند . . .
 



امامی که میگفتی جنگ ما جنگ عقیده است و :
" جنگ ما جنگ عقيده است و جغرافيا و مرز نمى شناسد و ما بايد در جنگ اعتقادى مان ، بسيج بزرگ سربازان اسلام را در جهان به راه اندازيم . انشاء الله ملّت بزرگ ايران با پشتيبانى مادى و معنوى خود از انقلاب ، سختى هاى جنگ را به شيرينى شكست دشمنان خدا در دنيا جبران مى كند ، و چه شيرينى بالاتر از اين كه ملّت بزرگ ايران مثل يك صاعقه بر سر آمريكا فرود آمده است . " (8)
 


کجایی که ببینی امروز جنگ مسئولان و تکیه زنندگان بر خون شهدایمان ، دیگر جنگ عقیده نیست . کجایی که ببینی مسئولان که الان دیگر شیرینی گفتگوی تلفنی و دیدار با آمریکا  برای مسئولان جمهوری اسلامی شیرین تر و گواراتر و خواستنی تر است . . .
 



امامی که میگفتی :
"  دست آمريكا و ساير ابرقدرت ها تا مرفق به خون جوانان ما و ساير مردم مظلوم و رزمنده جهان فرو رفته است . ما تا آخرين قطره خون خويش با آنان شديدا مى جنگيم ، چرا كه مرد جنگيم . ما انقلابمان را به تمام جهان صادر مى كنيم چرا كه انقلاب ما اسلامى است و تا بانگ لااله الاالله و محمد رسول الله بر تمام جهان طنين نيفكند مبارزه هست و تا مبارز در هر كجاى جهان عليه مستكبرين هست ما هستيم (9)
 
 


کجایی که ببینی نزد مدعیان راه شما ، دم زدن از مبارزه با آمریکا و صدور انقلاب ، اسمش تنش زایی است و افراطی گری. . .؟ کجایی ببینی که دیگر مبارزه با آمریکا جایش را به تفاهم و تعامل و گفتگو داده است. . .؟
کجایی ببینی که دیگر مبارزه ای در کارنیست . . . کجایی ببینی که دیگر آمریکا ، شیطان بزرگ نیست و بلکه منجی بزرگ و فرشته نجات است . . .
کجایی اماما . . .
 
 پ.ن: متن کمی طولانی است ولی خب اکثرا جملات و سخنان حضرت امام است . این ارزش را دارد که چند دقیقه ای وقتتان را اختصاص دهید و با دقت مطالعه اش کنید . انقدر این حرف ها را نزدیم و این اصول انقلاب را حتی در بین خودمان مهجور کردیم ، که الان وضعمان این است که میبینید  . . . که الان دست به دعا برداشته ایم که رییس جمهوری اسلامی یک وقت به طور اتفاقی ! هوس رد و بدل کردن دل و قلوه با شیطان بزرگ نشود و حیثیت انقلابی و آرمان ها و هویت یک ملت و انقلاب را به فنا ندهد  . . .
انقدر نخواندیم و نگفتیم که الان حتی  برخی از  این سخنان  در میان مثلا انقلابیون و ولایتمداران خودمان هم حرف های عجیب و غریب و سنگینی است . . .


منابع :
1 - صحيفه نور، جلد: 15، ص : 3
2- صحيفه نور، جلد: 17، ص : 51
3- صحيفه نور، جلد:14، ص : 266،
4- صحيفه نور، جلد: 17، ص : 260
5- صحيفه نور، جلد: 11، ص : 35،
6- صحيفه نور، جلد: 12، ص : 19
7- صحيفه نور، جلد: 19، ص : 59
8- صحيفه نور، جلد: 20، ص : 236
9- صحيفه نور، جلد: 11، ص : 266،
10- صحيفه نور، جلد: 20، ص : 232
11- صحيفه نور، جلد:15، ص : 154


:: موضوعات مرتبط :
کاسبان مذاکرات به دنبال چه هستند؟!
نویسنده بچه شیعه در سه شنبه چهاردهم بهمن ۱۳۹۳ |

کاسبان مذاکرات به دنبال چه هستند ؟! حل مشکلات اقتصادی مردم یا تصاحب قدرت آینده ایران ؟!
 
تصویر زیر ، 8  ویژگی اصلی برای یک توافق خوب مدنظر آمریکایی ها و یا دقیقتر بازیگران اصلی بازی مذاکرات در آمریکا را بیان می کند .
این تصویر توسط سایت بنیاد پلاشیرز  (لینک) منتشر شده . بنیادی که یکی از اصلی ترین بنیادهای راه بر و فعال در بازی مذاکرات با ایران است که در واقع رسما نقش واسط راکفلرها برای حمایت مالی از سایر نهادها و بنیاد و موسسات و بازیگران و عناصر فعال در بازی مذاکرات با ایران را بازی می کند .
( و مثلا به طور اتفاقی جناب موسویان ، عضو تیم سابق مذاکرات هسته ای جناب روحانی  ، از بورسیه ها و دریافت کنندگان کمک های مالی از این بنیاد هستند )

شاخص هایی  که این تصویر از توافق خوب مدنظر آمریکایی ها بدان اشاره می کند ، حاوی داده ی جدیدی برای ما نیست . مسایلی نظیر کیفیت و کمیت غنی سازی و تاسیسات هسته ای و غنی سازی ، بحث تولید پلوتونیوم یا همان تاسیسات اراک ، تحقیق  و توسعه فناوری هسته ای ، شفافیت  و نظارت بر مراکز هسته ای ایران  و راستی آزمایی برنامه هسته ای و این که طول اجرای توافق نامه که دوره ای 20 ساله است تا توافق نامه به طور کامل اجرا شود و پرونده هسته ای ایران به حالت عادی برگردد و تحریم ها هم لغو !

اما به نظرم نکته جالب و مهم این تصویر  ، ویژگی شماره 8 این توافق خوب است و این که طرف اصلی این بازی مذاکرات ، رسما اعتراف می کند که در این توافق علاوه بر مسایل به اصطلاح هسته ای  ، بدنبال تقویت جریان سیاسی مطلوب خود در ایران و اثرگذاری بر جریانات سیاسی و فضای سیاسی ایران است .
و این موضوع اصلا موضوع ساده و کوچکی نیست !

 


این موضوع همان چیزی که جناب ظریف در نشست معروف خود با  شورای روابط خارجی آمریکا  (CFR)  ( که بنا به فکت های موجود  در واقع متعلق به راکفلرها بوده و یکی از سازوکارهای اصلی خاندان راکفلرها  برای تاثیرگذاری برسیاست خارجی آمریکاست ) به دوستان آمریکایی خود و هاله اسفندیاری یادآوری می کند . . .

یا همان چیزی است  که اخیرا ولی نصر ، عضو همین شورای روابط خارجی آمریکا و تنها ایرانی عضو هیات مدیره بنیاد برادران راکفلر  ، مشاور اوباما ، مرتبط با جناب ظریف  و البته از حاضران در جلسه  اخیر بی سابقه جناب روحانی در نیویورک با جمع محدودی از مقامات سطح بالای آمریکایی نظیر مادلین آلبرایت ،سندی برگر ، برنت سکوکرافت و استیو هادلی ، در مقاله خود در نیویورک تایمز (لینک)  به نحوی دیگر بدان اشاره می کند :

توافق هسته ای ، با اثرگذاری بر جریانات سیاسی داخل ایران و نتیجتا اثر گذاری بر انتخابات آتی مجلس خبرگان ، تکلیف آینده قدرت در ایران را مشخص می کند . . .

این همان نکته اصلی خیمه شب بازی مذاکرات هسته ای است که کاسبان خائن مذاکرات  تلاش می کنند با تئوریزه کردن گفتمان نمی شود و نمی توانیم و ناکارامدی در حوزه اقتصاد و پیوند زدن نتیجه مذاکرات به وضعیت اقتصاد ایران و معیشت مردم ، آن را بپوشانند . . .
بازی و دغدغده اصلی این مذاکرات ، نه تحریم ها هست و نه دغدغده معیشت مردم ، بازی اصلی ، دغدغده و تکاپو برای تصاحب قدرت آینده ایران است . . .


:: موضوعات مرتبط : اخبار روز
مرگ بر آمریکا ۹۳ با صدای حاج‌صادق آهنگران + کدمخصوص پخش وبلاگ
نویسنده مقتدر مظلوم در جمعه دهم بهمن ۱۳۹۳ |

 

یاشگاه ترانه و موسیقی راه که سال گذشته در محل لانه جاسوسی از قطعه «مرگ بر آمریکا» با صدای حامد زمانی رونمایی کرده بود، امسال به دلیل تقارن عاشورای حسینی با سالروز تسخیر لانه جاسوسی آمریکا (۱۳ آبان ماه) سرود «مرگ بر آمریکای ۹۳» را به عاشوراییان استکبارستیز تقدیم می‌نماید.


حاج صادق آهنگران، نوحه‌خوان حماسه‌های عاشورایی این اثر را اجرا نموده و شعر آن بر عهده دکتر محمدمهدی سیار شاعر قطعات ماندگار همچون «مرگ بر آمریکا» و «گزینه‌های روی میز» بوده است. آهنگسازی و تنظیم ارکستر نیز توسط سیدمحمد میرزمانی از چهره‌های برجسته موسیقی عاشورایی و آهنگساز قطعه «بیا تا برویم» با صدای آهنگران بوده است.


 در ادامه می‌توانید این ترانه زیبا را دانلود و یا در وبگاه خود استفاده نمایید.

 

کدمخصوص پخش وبلاگ     مشاهده حالت دمو
پایگاه اینترنتی مقتدر مظلوم
                             پایگاه اینترنتی مقتدر مظلوم

:: موضوعات مرتبط : دانلود
به سلامتی رفقا در جمهوری اسلامی!
نویسنده بچه شیعه در چهارشنبه هشتم بهمن ۱۳۹۳ |

 

این خانم را که میشناسید ؟!
ایشان  claudia roth ، از اعضای کلیدی حزب سبز آلمان ( یکی از بازوهای اجتماعی سیاسی راکفلرهای یهودی آمریکایی که از قضا نقش مستقیم و کلیدی در مذاکرات هسته ای دارند ! ) هستند .
بقل دستیشان نیز  Jürgen Trittin ،  از دوستان صمیمی ایشان و از رهبران حزب سبز آلمان و از قضا از اعضای بیلدربرگ است!


 
ایشون بدون هیچ دغدغده و مشکلی ، با دعوت مجلس اصولگرای جمهوری اسلامی ایران ،  به ایران آمدند ،
با اعضای دولت اعتدالگرا جلسه گذاشتند و مسایل داخلی کشور و قوانین و ارزش های ایران  را زیر سوال بردند؛


با اصلاح طلبان و سرمایه های معنوی اسراییل در ایران نیز جلسه گذاشتد و بعد از خط و نشان و ابلاغ خط و مشی لازم جهت ماه های آینده منتهی به انتخابات ، به بزرگشان گفتند :
من آمده‌ام تا یک سال مانده به انتخابات مجلس بدانم که در سفر بعدی خود شما از من در چه جایگاهی دعوت خواهید کرد "



بعد هم با سلام و صلوات به کشورشان برگشتند و  در تشریح و دفاع از نتایج  سفرشان گفتند :
باید نشان داد که ما از کسانی که ایرانی دیگر می​خواهند بسازند، پشتیبانی می​کنیم . انزوا و بایکوت به چه کسی کمک می​کند، جز نیروهای اصول گرا در این کشور ؟


+ لــیــنــک

حال به این رخداد نمیگویند برقراری یک وحدت و بصیرت سیاسی بی نظیر و یک کار تیمی بی نقص میان احزاب و مجموعه مسئولان جمهوری اسلامی ایران !؟
حال متوجه شدید چه روزهای حساسی پیش رو داریم و چرا باید خود را برای فتنه ی جدید آماده کنیم ؟!


:: موضوعات مرتبط : اخبار روز
سر و صداهای پروپاگاندایی ظریف مچکریم . . .
نویسنده مقتدر مظلوم در چهارشنبه هشتم بهمن ۱۳۹۳ |
استدلال سال گذشته اصلاح طلبان همواره این بود که 30درصد مشکلات اقتصادی ناشی از تحریم های اقتصادی و 70درصد ناشی از بی تدبیری دولت محمود احمدی نژاد است . . .

دولت تدبیر و امید بر سرکار آمد آنها همه کاسه و کوزه ها را بر سر تحریم های اقتصادی ریختند و در هر تریبونی گفتند مردم مشکل معیشتتان در گرو حل این تحریم هاست . . .

وقتی 24ساعت بعد از اینکه برگه رای خود را با نام «سعیدجلیلی» در صندوق انداختم و شاهد پیروزی «حسن روحانی» در انتخابات شدم و حدود یک ماه و نیم بعد نام ظریف را به عنوان وزیر امور خارجه شنیدم به یقین رسیدم که باز هم ماجراهای اعتمادهای بچه گانه روحانی و تیمش همانند سال های 82و83 کار دست مملکت میدهد . . .

سر و صداهای پروپاگاندایی ظریف مچکریم . . .
 

به خاتمی رای داده اند تا هاشمی تکرار نشود ، به احمدی نژاد رای داده اند تا خاتمی و هاشمی تکرار نشوند و به روحانی رای داده اند تا احمدی نژاد تکرار نشود . . .

امید ایجاد شده کاذبی که در مورد ژنو در مردم بوجود آمده و انتظار حل مشکل معیشتی آنها بعد از چندماه وقتی که پوچ از آب دربیاید بخش زیادی از مردمی که به روحانی رای دادند را مقابلش تعریف می کند . .

وقتی با یک تماس ده دقیقه ای و یک شیردال تقلبی و چند لبخند میشود ظریف را تشویق به امضای توافقنامه ای کرد که از هر طرف بخوانی یک گاف بزرگ برای ایران محسوب میشود . . .

شانزدهم آذر سال گذشته دانشگاه تهران میزبان سعیدجلیلی بود و درست در روزی که همه منتظر بودند جلیلی کرکری بخواند برای تیم جدید مذاکره کننده اما مثل همیشه سعی کرد تقوای سیاسی اش را بجای هرچیز دیگری به رخ مخالفانش بکشد . . .

و بیش از پیش درایت و بصیرت سیاسی حضرت آقا اثبات شد که فرمودند :

اگر یک روزى هم مسئله‌ى هسته‌اى حل شد - فرض کنید جمهورى اسلامى عقب‌نشینى کرد؛ همان‌که آن‌ها می‌خواهند - خیال نکنید مسئله تمام خواهد شد؛ نه، ده بهانه‌ى دیگر را به‌تدریج پیش می‌کشند: چرا شما موشک دارید؟ چرا هواپیماى بدون سرنشین دارید؟ چرا با رژیم صهیونیستى بدید؟ چرا رژیم صهیونیستى را به رسمیّت نمى‌شناسید؟ چرا از مقاومت در منطقه‌ى به قول خودشان خاورمیانه حمایت می‌کنید؟ و چرا؟ و چرا؟ و چرا؟

 


:: موضوعات مرتبط : اخبار روز
کاش همه مفسدان یک ارتباطی با احمدی‌نژاد داشتند!
نویسنده مقتدر مظلوم در پنجشنبه دوم بهمن ۱۳۹۳ |

 

«محمدرضا رحیمی» به ۵ سال و ۹۱ روز حبس، دو میلیارد و ۸۵۰ میلیون تومان رد مال و یک میلیارد تومان جزای نقدی محکوم شد.


طبق حکم دادگاه که در دیوان عالی کشور تأیید و قطعی شده است ، رحیمی مرتکب فساد شده است. او مجرم است به دریافت رشوه و تحصیل مال نامشروع و مستحق مجازات و احمدی‌نژاد هم یک عذرخواهی بدهکار. برخی می‌گویند فساد رحیمی مربوط به قبل از دولت احمدی‌نژاد است که اگر اینگونه هم باشد، احمدی‌نژاد نباید یک مفسد را به کار می‌گرفت!


مفسد ، مفسد است و در هر منصب و در هر سطح و منتسب به هر کس و متعلق به هر حزب و جناح که باشد، باید بدون هیچگونه مصلحت‌اندیشی و رودربایستی مجازات شود اما کم کم دارم به این یقین می‌رسم که قاطعیت در برخورد با مفاسد ارتباط مستقیم دارد با احمدی‌نژاد!


یعنی اگر رحیمی منتسب به احمدی‌نژاد نبود و به شخص دیگری منتسب بود ، مثلاً به هاشمی رفسنجانی ، معلوم نبود با چنین سرعت و جدیت و قاطعیتی در محاکمه مواجه می‌شدیم! مثل مهدی هاشمی رفسنجانی که سال‌ها در حصن حصین "بابا" قرار داشت و الان هم که بعد از این همه سال پایش به دادگاه باز شده است ، به گفته معاون اول قوه قضاییه ، باندهای قدرت و ثروت قاضی پرونده را تحت سنگین‌ترین فشارها قرار داده‌اند! و حتی یکی از نمایندگان مجلس گفته است قرار است برای مهدی هاشمی که اتهاماتش چندین برابر رحیمی است ، 2 سال حبس آن‌هم تعلیقی در نظر بگیرند!


یا مثل غلامحسین کرباسچی که معلوم نشد چه شد که از زندان آزاد شد! البته اگر بروید ماجرای فشار همه‌جانبه اصلاح‌طلب‌ها و هاشمی رفسنجانی و دولت دوم خرداد به قوه قضاییه را مطالعه کنید، معلوم می‌شود! حتی خاتمی که رئیس‌جمهور بود ، وارد عمل شد و به رهبری نامه نوشت و قس علی هذا!


علی ایحال کاش همه مفسدان یک ارتباطی با احمدی‌نژاد داشتند!


:: موضوعات مرتبط : اخبار روز
کدنویسی : ثامن تم | گرافیک : ...
:: دیگر صفحات ::